close
تبلیغات در اینترنت
آداب ورسوم ایرانی

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 77
  • بازديد ديروز : 36
  • بازديد کننده امروز : 23
  • بازديد کننده ديروز : 11
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 113
  • بازديد ماه : 772
  • بازديد سال : 1,069
  • بازديد کلي : 211,615
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.2.123
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

۷۸۶

هر جشن، آیینی دارد. یلدا و جشن‌های شب یلدا، یك سنت دیرین در ایران است و به عنوان یك جشن آریایی از هزاران سال قبل رواج داشته است.ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهرمیترا می پنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتندو گرد آتش جمع می شدندو شادمانه رقص و پایكوبی می كردند آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. در همه جشن ها و آیین ها، در جامعه های ابتدایی یا متمدن، خوردن و آشامیدن بخشی از مشغولیت ها و سرگرمی های جمع را تشكیل می دهد.میزد نذری یا ولیمه ای بود غیر نوشیدنی مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا و در ایین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی خوانی می گستردندکه بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده های و فرآورده های خوردنی فصل و خوراك های گوناگون از جمله خوراك مقدس و آیینی ویژه ای كه آن را میز د می نامیدند بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهء کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند.

برخی در مهرابه‌ها *نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر* به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا *یکم دی ماه* را خورروز *روز خورشید* و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود*همانطور که در پست اول اشاره کردم خرمدینان این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند*. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

 

مردم آخرین بازمانده‌های میوه‌های پاییزی را جمع می‌کردند و بر سفره‌شان می‌گذاشتند و آن را نثار اهورامزدا می‌کردند.ودر دامه سیر تاریخی،کمی جلوتر در ایران کهن این آیین به صورت جشی ملی وفراگیر در آمده و تا کنون به عنوان میراٍی ملی حفظ شده است. آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و به این صورت که همه ایرانی‌ها سی‌امین شب آذر ماه هر سال را با نام شب تولد خورشید جشن می‌گیرند. جشنی ملی که برای همه در یک روز برگزار می‌شود.شب یلدا مثل همه آیین ها در شهرها و قومیت ها و مناطق مختلف كشورمان با فرهنگ و سنن همان مناطق آغشته و تركیب شده است ایران كشوری با فرهنگی غنی است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای كه در آن زیست می كنند هر یك برای برگزاری سنت های كهن آداب خاص خود را دارند.

مابقی سخن در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب

یلدا در ادبیات و عرفان فارسی تعابیر گوناگونی دارد . یک تفکر غالب براین مبنی شکل گرفته بود، که در فرهنگ کهن و باستانی ایرانیان ، تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند.

تفکر دیگر که مقابل این است بر این اسا شکل گرفته که مردم ایران که اکثراً کشاورز یا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای زمستان را بهانه‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پایان رساندن یک سال زراعی بدانند، در نتیجه در فرهنگ عامیانه‌ی معاصر مردم ایران، شب یلدا و شب چله، شب دوستی و شب بار عام و کارهای خیریه است.

 از آنجا که ادبیات چهره اینه نمای تحولات و فرهنگ ها وروشهای بروز اجتماعی خواسته ها و نیازهای هر دورانی است لیکن در فرهنگ ادبی کهن ایران، بروز تفکرات کیهانی در شعر ایرانیان کهن ، باعث شده یلدا به عنوان نمادی از پدیده هایی است که بیشترنشان دهنده چهره‌ی تاریک و خشن شبی طولانی است.البته در ظاهر; چرا که می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است،که این خود نشان دهنده غنای فکری و فرهنگی ما ایرانیان است نسبت به مردم اکثرخرافه پرست آن زمان دنیا که هر پدیده ناشناخته ای را به هر نحوی به دانسته های آن زمان خود مرتبط دانسته ودر اعصار بعد نیز هرگاه علم آن زمان به بن بست میرسید به خرافه پرستی های قدیم خود روی می اوردند،می باشد.

در حالی که ما ایرانیان چه اکنون که فرهنگ اسلامی را پایه ای بر اعتقادات خود قرار داده و هر روز بیشتر در دریای نور الهی ،آفرینش های اسطوره ای و الهی در ساختار هنری می آفرینیم ،چه آن زمان که در تاریخ باستانمان هر کجا قدم گذاشته ایم جز فرهنگ و نوع دوستی و انسانیت /در غالب موارد/،برجای نگذاشته ایم،بعید است که از پدیه ای مثل شب یلدا به خاطر طولانی بودنش تعبیر به ظلمت و نیستی و دشمنی کنیم.بلکه واقعیت این است که ما ایرانیان بنا بر ریشه دیرین فرهنگی خود،هر آنچه در طبیعت و خلقت الهی میبینیم با روحیات خود تطبیق داده ودنبال گمشده ای از جنس همان پدیده در درون خود میگردیم.

در این مورد نیز باید بگویم که جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد. توضیح بیشتر اینکه ،بشر گذشته های دور مقهور طبیعت بود، دست طبیعت به یک آن می توانست با صاعقه ، زندگی او را به آتش کشد و با یک تکان زلزله او را از هستی ساقط نماید. بارش های سیل آسا زندگی او را بروبد و بشوید و با ریزش برف های سنگین او را در زیر تل انبوهی از سردی برف مدفون سازد. انسان گذشته های دور از خلق ایزدان برای هر یک از چهره های طبیعت و قربانی کردن به پیشگاه آنان، ایمنی خود را هدف قرار داده بود. چرا که از طبیعت می هراسید و از آن بیمناک بود. از اینرو گرمی خورشید و تابش آفتاب را پاس می داشت.


شبی را که پس ازآن ، روزها به درازی می روند و شب شوم و تاریکی بد یمن را به کوتاهی می کشاند، پاس می داشت و ارج می نهاد. انسان عهد باستان ایرانیان از اینرو که شب را از مظاهر اهریمن یا نیروهای آسیب رسان طبیعت می دانستند . " در شب یلدا یا تولد خورشید جهت رفع این نحوست آتش می افروختند ، گرد هم جمع می شدند ، خوان ویژه می گستردند ، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. این سفره جنبه دینی داشت و مقدس بود از ایزد خورشید و روشنایی برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستان پر برکت در بیش داشته باشند. همه شب را در پرتو چراغ و نور آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد.

در مورد شب یلدا نیز،تعابیر گوناگونی بر آن محتمل شده است .از جمله این که شاعران موی و چشم سیاه دلدار و بلند ای شب هجران را به یلدا تشبیه کرده اند وگاه مبارزان را ه آزادی، اختناق، تاریکی و ستم ستمگران را بازهم به یلدا مثل می زدند وعده ای نیز آن را شبی بیان کرده اند که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند تا خورشید روی یار را ببینند.

البته این نکته را نیز باید بگویم که طولانی و تاریک بودن یلدا استعاره‌ایست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهایی و انتظار وصال و گاه گیسوی سیاه و بلند یار ودر مواردی ظلمت و استبداد ودرد و یا نشانه خشونت وزمختی و در بعضی موارد نیز نماد از آبستن حوادث وپیش آمدها و هرآنچه به نام تقدیر از چرخ گردون به آدمی میرسد. ولی شب یلدا در نظر عامه مردم نه آن چهره راز آلود عاشقانه را دارد و نه این صورت وحشتناک آزادی سوز و روشنایی گریز را. شب یلدا برای عموم مردم شبی است خوش که جمع صمیمی خانواده، با فال حافظ و گفتگوهای دلنشین و گاه مثنوی یا شاهنامه خوانی سپری می شود. شبی است که مردم دربلند ای آن آرزو می کنند که عمری دراز ومهری فزون درکنار و بر یکدیگر داشته باشند.همه بر عمر طولانی مراسمی به نام شب یلدا وافقند می دانند که یکی از سنن به یادگارمانده از ایام کهن این ملت است.


 و حال چندبیتی در این مضمون می‌خوانیم از دریای ادبیات وفرهنگ کهن پارسی/.

صحبت حکام، ظلمت شب یلدا است /نور ز خورشید خواه بو که برآید/حضرت حافظ/

هنوز با همه دردم امید درمان است/که آخری بود آخر شبان یلدا را/حضرت سعدی/

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش/صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود/حضرت سعدی/

برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد/که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم/حضرت سعدی/
روز رویش چو برانداخت نقاب از شب زلف/گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست/حضرت سعدی/


مابقی سخن را در ادامه مطلب بیابید.


ادامه مطلب



به نام ایزد

شب یَلدا یا شب چلّه ی زمستانی/۱/ بلندترین شب سال، شب اول برج جدی و شب چله بزرگ زمستان در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر یعنی آخرین روز پاییزتا طلوع آفتاب در اول ماه دی ، یعنی نخستین روز زمستان، اطلاق می‌شود.این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

 

 یلدا اسمی است برگرفته از ریشه سریانی/۲/ ( زبان مردم روزگار باستان سوریه " کلده و آشور" ) که معنی آن در پارسی زایش ،زادروز و در زبان سریانی بمعنی میلاد است . مردم اسکاندیناوی و شمال اروپا این شب را با نامjul " یول" می خوانند زیرا شب یلدا را بامیلاد مسیح تطبیق میکرده اند.در حقیقت فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی می‌دانند.

 

همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌کنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم کهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینکه نام نخستین ماه سال آنان نیز «کریست» بوده است. محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته‌ است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.

منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد.آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.


درباره ریشه نام گذاری شرقی ان باید بگویم که مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید یا مهر نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی/۳/ ماه می گویند.واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است.

یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (۴۰ روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود.دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده میگفتند که ماه تولد خورشید بود. ر آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند.

رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌کوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار کنند. البته در تقویم نوظهوری که برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌کتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با ۲۴ آذرماه مصادف می‌شود که نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی که از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌کند.

از آنرو که فاصله شب چله با نوروز، نود روز است. در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده که یکی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر کاشان است که فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. نشان می‌دهد که این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است که می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است که تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیکی روستای رباط سفید، نیز دارا است که البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود/۴/.



مابقی مقاله را در ادامه مطلب بیابید.

 


ادامه مطلب

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد