close
تبلیغات در اینترنت
غرب شناسی

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 65
  • بازديد ديروز : 121
  • بازديد کننده امروز : 4
  • بازديد کننده ديروز : 12
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 368
  • بازديد ماه : 472
  • بازديد سال : 472
  • بازديد کلي : 472
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.162.224.176
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

از آن زمان که انسان اندیشیدن را آغاز کرد، همواره کلمات و عباراتى را بر زبان جارى ساخته که مرزهاى روشنى نداشته اند. کلماتى نظیر «خوب»، «بد»، «جوان»، «پیر»، «بلند»، «کوتاه»، «قوى»، «ضعیف»، «گرم»، «سرد»، «خوشحال»، «باهوش»، «زیبا» و قیودى از قبیل «معمولاً»، «غالباً»، «تقریباً» و «به ندرت». روشن است که نمى توان براى این کلمات رمز مشخصى یافت، براى مثال در گزاره «على باهوش است» یا «گل رز زیباست» نمى توان مرز مشخصى براى «باهوش بودن» و «زیبا بودن» در نظر گرفت. اما در بسیارى از علوم نظیر ریاضیات و منطق، فرض بر این است که مرزها و محدوده هاى دقیقاً تعریف شده اى وجود دارد و یک موضوع خاص یا در محدوده آن مرز مى گنجد یا نمى گنجد. مواردى چون همه یا هیچ، فانى یا غیرفانى، زنده یا مرده، مرد یا زن، سفید یا سیاه، صفر یا یک، یا «این» یا «نقیض این» . در این علوم هر گزاره اى یا درست است یا نادرست، پدیده هاى واقعى یا «سفید» هستند یا «سیاه».


این باور به سیاه و سفیدها، صفر و یک ها و این نظام دو ارزشى به گذشته بازمى گردد و حداقل به یونان قدیم و ارسطو مى رسد. البته قبل از ارسطو نوعى ذهنیت فلسفى وجود داشت که به ایمان دودویى با شک و تردید مى نگریست. بودا در هند، پنج قرن قبل از مسیح و تقریباً دو قرن قبل از ارسطو زندگى مى کرد. اولین قدم در سیستم اعتقادى او گریز از جهان سیاه و سفید و برداشتن این حجاب دوارزشى بود. نگریستن به جهان به صورتى که هست. از دید بودا جهان را باید سراسر تناقض دید، جهانى که چیزها و ناچیزها در آن وجود دارد. در آن گل هاى رز هم سرخ هستند و هم غیرسرخ. در منطق بودا هم A داریم هم نقیض A. در منطق ارسطو یا A داریم یا نقیض A منطق (A یا نقیض A) در مقابل منطق (A و نقیض A). منطق این یا آن ارسطو در مقابل منطق تضاد بودا.

اندک سخنی هم در ادامه مطلب نگاشته ام.


ادامه مطلب



به نام ایزد

شب یَلدا یا شب چلّه ی زمستانی/۱/ بلندترین شب سال، شب اول برج جدی و شب چله بزرگ زمستان در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر یعنی آخرین روز پاییزتا طلوع آفتاب در اول ماه دی ، یعنی نخستین روز زمستان، اطلاق می‌شود.این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

 

[if gte vml 1]>

 یلدا اسمی است برگرفته از ریشه سریانی/۲/ ( زبان مردم روزگار باستان سوریه " کلده و آشور" ) که معنی آن در پارسی زایش ،زادروز و در زبان سریانی بمعنی میلاد است . مردم اسکاندیناوی و شمال اروپا این شب را با نامjul " یول" می خوانند زیرا شب یلدا را بامیلاد مسیح تطبیق میکرده اند.در حقیقت فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی می‌دانند.

 

همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌کنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم کهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینکه نام نخستین ماه سال آنان نیز «کریست» بوده است. محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته‌ است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.

منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد.آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.


درباره ریشه نام گذاری شرقی ان باید بگویم که مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید یا مهر نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی/۳/ ماه می گویند.واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است.

یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (۴۰ روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود.دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده میگفتند که ماه تولد خورشید بود. ر آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند.

رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌کوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار کنند. البته در تقویم نوظهوری که برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌کتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با ۲۴ آذرماه مصادف می‌شود که نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی که از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌کند.

از آنرو که فاصله شب چله با نوروز، نود روز است. در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده که یکی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر کاشان است که فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. نشان می‌دهد که این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است که می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است که تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیکی روستای رباط سفید، نیز دارا است که البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود/۴/.


[if gte vml 1]>


مابقی مقاله را در ادامه مطلب بیابید.

 


ادامه مطلب

۷۸۶

عده ای از صاحب نظران ،غرب را از زمانی به عنوان یک تمدن ویژه می شناسد که تحولات اساسی 

در نحوه تفکر و شیوه زندگی اروپایان رخ داده است و آن نیز مرهون تحولات عصر رنسانس است در واقع

غرب آن نحوه نگاهی به هستی وعالم و آ دم ومناسبات آنها با هم است که از رنسانس به بعد در آ ن

ظرف جغرافیایی تکوین یافته وبالیده و نوعی شیوه زندگی را به بار آورده است که به زور سیطره تکنولوژیکی

که از آن زمان به بعد درغرب جغرافیایی فراهم آمده است در حال جهانی شدن است وهمه جهان را یک

شکل می کند از این منظر نوعی از تفکر و دیدگاه نسبت به امور فلسفی ، دینی و اجتماعی ازدوره

رنسانس به بعد با پیشرفت های تکنولوژیکی پایه واساس مفهوم غرب را تشکیل می دهد.

 

بی علاقگی به اتصال همه جانبه فرهنگی با ملل شرقی و ازجمله تمدن اسلامی یا آسیایی حاصل خود بزرگ

بینی و برتری فرهنگی و اخلاقی است که فرد غربی در برابر غیرغربیان داشته و عامل اصلی آن را می بایست

در جدایی از تمدن مسیحی و دین باوری آنان دانست . به بیان دیگر تمدن غربی برپایه دین مسیحیت

قوام نیافته بلکه برخلاصی وجدایی از دین بنیان نهاده شده است . دوری از امور معنوی و ورود ارزش های

مادی در فرهنگ اروپاییان نتیجه اش اغراق در خودباوری و حقیر شمردن دیگر تمدن ها بوده است .

از آنجا که همه پدیده های اجتماعی زمانمند هستند، بلاشک غرب نیز در ظرف زمانی خاصی می بایست

شکل گرفته و قوام یافته. باشد ممکن است این انتقاد وارد باشد که غرب به عنوان یک کل و مجموعه 

به هم پیوسته با ماهیتی روشن در کنه معنی خود متناقص است ما مسامحتا می پذیریم که غرب

یک مجموعه از عناصر مادی و غیرمادی است که دارای شیوه ای اززندگی اجتماعی و تمدنی خاص

است وعجالتا از آ نچه شرق یا زندگی شرقی می نامیم سوا است .پس از بعد تاریخی قابل بررسی

وشناخت می باشد ضمن آنکه همه این مقولات قابل تجزیه وتحلیل جداگانه و مستقل خواهند بود.

 

دانلود پی دی اف این مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد