close
تبلیغات در اینترنت
ایران باستان
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • غزل

    غزل " به دار اولی"

  • غزل

    غزل "اهل دام"

  • غزل

    غزل "دارایی"

  • غزل

    غزل " پیش از غم تو "

  • غزل

    غزل "کاشانه"

  • غزل

    غزل "هنر آموز"

  • غزل

    غزل "شب فرقت"

  • غزل :روی دلدار

    غزل :روی دلدار"

  • غزل

    غزل "سبکبار"

  • غزل

    غزل "دوری و دیری "

  • غزل

    غزل "حاجب"

  • غزل

    غزل " آن کیست "

  • دوبیتی

    دوبیتی "چاهی تنگ "

  • دوبیتی

    دوبیتی "تسبیح"

  • غزل

    غزل "پرده دار "

  • غزل

    غزل "دختر بهار"

  • غزل

    غزل "کمان ابرو"

  • غزل :حرف ننوشته

    غزل :حرف ننوشته"

  • غزل

    غزل "بازیچه"

  • شاه بیت های ماندگار (۸۲)

    شاه بیت های ماندگار (۸۲)

  • شاه بیت های ماندگار (۸۱)

    شاه بیت های ماندگار (۸۱)

  • شاه بیت های ماندگار (۸۰)

    شاه بیت های ماندگار (۸۰)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۹)

    شاه بیت های ماندگار (۷۹)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۸)

    شاه بیت های ماندگار (۷۸)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۷)

    شاه بیت های ماندگار (۷۷)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۶)

    شاه بیت های ماندگار (۷۶)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۵)

    شاه بیت های ماندگار (۷۵)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۴)

    شاه بیت های ماندگار (۷۴)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۳)

    شاه بیت های ماندگار (۷۳)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۲)

    شاه بیت های ماندگار (۷۲)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۱)

    شاه بیت های ماندگار (۷۱)

  • شاه بیت های ماندگار (۷۰)

    شاه بیت های ماندگار (۷۰)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۹)

    شاه بیت های ماندگار (۶۹)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۸)

    شاه بیت های ماندگار (۶۸)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۷)

    شاه بیت های ماندگار (۶۷)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۶)

    شاه بیت های ماندگار (۶۶)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۵)

    شاه بیت های ماندگار (۶۵)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۴)

    شاه بیت های ماندگار (۶۴)

  •  شاه بیت های ماندگار (۶۳)

    شاه بیت های ماندگار (۶۳)

  • شاه بیت های ماندگار (۶۲)

    شاه بیت های ماندگار (۶۲)

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

گزیده هنر ماقبل تاریخ با تمرکز بر هنر ایرانی

هنر ما قبل  تاريخ به سه دوره مهم تقسيم مي شود :

الف- دوره پالئولينيك     ب- دوره نئوليتيك   ج-  دوره برنز  و آهن

در اين دوره كه از نظر زمان دورترين نقطه تاريخي را در بر مي گيرد .اولين گام هاي بشر براي ساختن ابزار و وسايل مورد احتياجش برداشته شد. از اين دوره آثاري  در غارها بدست آمده است .

از اين دوره آثاري از مجسمه و نقاشي در دست است مانند: ونوس ساويذيانو – ونوس ويلندورف حدود 15000- 10000 ق م و نقاشيهاي غار آريژ  .

 

ب- دوره نئوليتيك: ( نوسنگي  )

اولين آثارمعماري و بناهاي ساخته شده دست بشر در اين دوره بوجود آمده است . زيرا دوره يخبندان به پايان رسيد.

 

ج- دوره برنز و آهن :

اين دوره از زماني آغاز مي شود كه فلزات ساخته مي شوند .در اين عصر شهرسازي اهميت پيدا مي كند. دراين دوره است كه ما با تمدنهاي عظيمي چون مصر ، بين النهرين و مديترانه آشنا مي شويم .

هنر بدوي 

امروز هنوز قبايلي  يافته مي شوند كه در شرايط عصر پارينه سنگي زندگي مي كنند.مانند جامعه هاي بدوي آفريقاي استوايي وجزايرجنوب اقيانوس  آرام و دو قاره شمالي و جنوبي آمريكا .

جامعه هاي بدوي دراساس روستايي ومستغني از غير اند ، واحدهاي اجتماعي وسياسي آنها به ترتيب دهكده وقبيله است، نه شهر و دولت . دو دوام و قرارشان مبتني برحفظ رسوم وسنن است.بي ياري اسناد و اوراق نوشته شده قسمت عمده آثارهنري جنبه مذهبي دارد. تنديسها خلاصه و اغراق شده از آثار پيكر آدمي است .

دراغلب تنديسهاي آفريقايي  پيكر انسان بطور تجريدي  و دور از واقع گرايي  نشان داده شده است درتنديسها اغراق ديده مي شود . مثلا در پيكر انسان سر بزرگتر ساخته شده است .

در بين سرخپوستان نقاشي موقتي بنام نقاشي  شني كه توسط جادوگر قبيله به وجود مي آيد و او در مراسم مربوط به مداواي بيماران به كار مي رود و در مراسم براي تضمين موفقيت در شكار و افزايش  قدرت انسان به كار مي‌رود .


هنر مصر 

هنرمصر از قديمي ترين و شكل گرفته ترين نوع هنرهاست .

اختراع خط حدود 5000 سال قبل يكي ازپيروزيهاي زودرس وضروري  تمدنهاي بين النهرين و مصر بود .

تاريخ مصر به سه دوره مشخص تقسيم مي شود .

پادشاهي كهن:آثار مصري از 3000 تا 500 سال ق . ه به نحوي با هم شباهت دارند .

طرز فكر مصريان اين بود كه هر شخص بايد بكوشد تا درزندگي خود وسايل خوشبختي  پس از مرگش را فراهم آورد. از اين رو هرفرد مصري  مي بايست آرامگاه ابدي خويش را چون جايگاهي همانند و يادآور محيط زندگي     روزانه اش ترتيب  دهد .

تا روح وي كه در زبان مصري « كا »خوانده مي شود درآن احساس آسودگي كند و نيز مي بايست كالبدي جاوداني از خود باقي بگذارد . تا «كا» بتواند در آن حلول كند و به زندگي خود ادامه دهد . براي اين منظور جسد را موميايي  مي كردند. واز بيم آنكه جدم ازميان برود پيكره ايشان را از سنگ و فلز      مي ساختند .

مشهورترين مقابر از نوع مصطبه مقبره پادشاه زوسر است .

در دوره سلسله سوم اين مقابر شكل هرم هايي پله دار بخود گرفت. سير تكاملي اهرام در دوره سلسله چهارم با  ساختمان هرمهاي سه گانه   به اوج خود رسيد .

پيكره خفرن پادشاه را نشسته بر تخت سلطنت نشان مي دهد . درحالي كه شاهين با بالهاي خود پشت سر او را مي پوشاند . پيكره موكرينوس جانشين خفرن و سازنده سويني هرم جيزه  حدود 2500  ق م يكي از بهترين مجسمه‌هاي اين دوره است . كاتب نشسته 2400 ق و م كه چهار زانو نشسته از نمونه‌هاي بسيار خوب مجسمه سازي اين دوره است .

 

پادشاهي ميانه

در دوره امپراتوري ميانه مصر دچار اغتشاشات داخلي و حمله اقوام گوناگون تغيير شكل مي دهد . بهر حالت آثارعمده اي از اين دوره نيست . مهم ترين آثار اين دوره يكي معبد آمنه مه و ديگري معبد آمون است . مقابر نيز در كوه و صخره ها بوجود مي آورند .

پادشاهي جديد : اين دوره دوران شكوه و عظمت معماري است . معابد توت موس و آمنهوپت سوم در كارناك و بعد لوكسور و معبد آمون در كارناك  از آثارمعماري اين دوره اند . در اين دوره زيبايي و ظرافت معماري را تكميل مي‌كنند . در دوره سلسله بيستم  بار ديگر آثار هنري رو به سادگي  مي روند. نمونه معابد عبيد و خنشو مي باشند.

نقش  برجسته  و نقاشي در اين دوره رشد مي كند . مانند نقش برجسته مقبره حور محب سقاره حدود 1355 ق . م .

 

هنر بين النهرين

بين النهرين تشكيل مي شودازد و سزريز جداگانه و مشخص سومريها وآشوريها .

1- سومريها : اين قوم از قديمي ترين اقوام جهان به شمار مي روند . لوحه هاي هنري  و زيبايي از اين دوره بجاي مانده از جمله لوحه جنگ  و صلح عقابها نارام  سيني يا فتح و پيروزي  .

سومريهامعابدوزيگوراتهايي بوجودآورده اندو تعدادي نقاشي ديواري(فرسك)  معماروسلطان معروف سومر « گودآ » كه به سلطان (آگاش شهرت دارد در توسعه هنر سومر سهم بسزايي  دارد . ديگر اور نامو پادشاه شهر اور بود كه بزرگترين  زيگوراتها از جمله به ارتفاع 21 متر و در سه طبقه از خشت خام و آجر ساخت .

2- بابل : حكومت بابل بوسيله ساميها و در2000 سال قبل از ميلاد بوجود آمد وتمدن درخشاني را پايه گذاشت . حمورابي پادشاه معمار وقانوگذار بزرگ آنزمان سلطان  بزرگ اين سرزمين بوده است . وي اولين لوحه قوانين را تدوين نمود ودرساختن بابل كوشش فراوان كرد . در بالاي كتيبه  حمورابي  مثال خودش را در برابر خورشيد خدا مصور ساخت .

3- آشور:آشوريان برخلاف سومريان مردمي جنگجو بودند.دوره شكوه وعظمت اين قوم درهزاره اول قبل از ميلاد مسيح بايد دانست.آنان از سومريها تقليد مي كردند ولي دركاخ سازي به تجمل بيشتري دست زدند.از جمله كاخ  سارگون دوم در خرساباد متعلق  به نيمه دوم  قرن هشتم ق . م است .

ازآشور بانيپال  نقش برجسته هاي زيادي به جاي مانده كه اغلب او را در حال جنگ با دشمن و يا شير نشان مي دهد .



مابقی مقاله ام را در ادامه مطلب بخوانید.

توضیحات بیشتر / دانلود
یلدای ایرانی،آوازه ی جهانی - سخن سوم: بررسی عمومی برگزاری شب یلدا در ایران

۷۸۶

هر جشن، آیینی دارد. یلدا و جشن‌های شب یلدا، یك سنت دیرین در ایران است و به عنوان یك جشن آریایی از هزاران سال قبل رواج داشته است.ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهرمیترا می پنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتندو گرد آتش جمع می شدندو شادمانه رقص و پایكوبی می كردند آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. در همه جشن ها و آیین ها، در جامعه های ابتدایی یا متمدن، خوردن و آشامیدن بخشی از مشغولیت ها و سرگرمی های جمع را تشكیل می دهد.میزد نذری یا ولیمه ای بود غیر نوشیدنی مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا و در ایین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی خوانی می گستردندکه بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده های و فرآورده های خوردنی فصل و خوراك های گوناگون از جمله خوراك مقدس و آیینی ویژه ای كه آن را میز د می نامیدند بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهء کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند.

برخی در مهرابه‌ها *نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر* به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا *یکم دی ماه* را خورروز *روز خورشید* و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود*همانطور که در پست اول اشاره کردم خرمدینان این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند*. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

 

مردم آخرین بازمانده‌های میوه‌های پاییزی را جمع می‌کردند و بر سفره‌شان می‌گذاشتند و آن را نثار اهورامزدا می‌کردند.ودر دامه سیر تاریخی،کمی جلوتر در ایران کهن این آیین به صورت جشی ملی وفراگیر در آمده و تا کنون به عنوان میراٍی ملی حفظ شده است. آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و به این صورت که همه ایرانی‌ها سی‌امین شب آذر ماه هر سال را با نام شب تولد خورشید جشن می‌گیرند. جشنی ملی که برای همه در یک روز برگزار می‌شود.شب یلدا مثل همه آیین ها در شهرها و قومیت ها و مناطق مختلف كشورمان با فرهنگ و سنن همان مناطق آغشته و تركیب شده است ایران كشوری با فرهنگی غنی است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای كه در آن زیست می كنند هر یك برای برگزاری سنت های كهن آداب خاص خود را دارند.

مابقی سخن در ادامه مطلب

 

 

توضیحات بیشتر / دانلود
✦یلدای ایرانی،آوازه ی جهانی✦ سخن دوم: شب یلدا در سخن شاعران پارسی

یلدا در ادبیات و عرفان فارسی تعابیر گوناگونی دارد . یک تفکر غالب براین مبنی شکل گرفته بود، که در فرهنگ کهن و باستانی ایرانیان ، تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند.

تفکر دیگر که مقابل این است بر این اسا شکل گرفته که مردم ایران که اکثراً کشاورز یا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای زمستان را بهانه‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پایان رساندن یک سال زراعی بدانند، در نتیجه در فرهنگ عامیانه‌ی معاصر مردم ایران، شب یلدا و شب چله، شب دوستی و شب بار عام و کارهای خیریه است.

 از آنجا که ادبیات چهره اینه نمای تحولات و فرهنگ ها وروشهای بروز اجتماعی خواسته ها و نیازهای هر دورانی است لیکن در فرهنگ ادبی کهن ایران، بروز تفکرات کیهانی در شعر ایرانیان کهن ، باعث شده یلدا به عنوان نمادی از پدیده هایی است که بیشترنشان دهنده چهره‌ی تاریک و خشن شبی طولانی است.البته در ظاهر; چرا که می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است،که این خود نشان دهنده غنای فکری و فرهنگی ما ایرانیان است نسبت به مردم اکثرخرافه پرست آن زمان دنیا که هر پدیده ناشناخته ای را به هر نحوی به دانسته های آن زمان خود مرتبط دانسته ودر اعصار بعد نیز هرگاه علم آن زمان به بن بست میرسید به خرافه پرستی های قدیم خود روی می اوردند،می باشد.

در حالی که ما ایرانیان چه اکنون که فرهنگ اسلامی را پایه ای بر اعتقادات خود قرار داده و هر روز بیشتر در دریای نور الهی ،آفرینش های اسطوره ای و الهی در ساختار هنری می آفرینیم ،چه آن زمان که در تاریخ باستانمان هر کجا قدم گذاشته ایم جز فرهنگ و نوع دوستی و انسانیت /در غالب موارد/،برجای نگذاشته ایم،بعید است که از پدیه ای مثل شب یلدا به خاطر طولانی بودنش تعبیر به ظلمت و نیستی و دشمنی کنیم.بلکه واقعیت این است که ما ایرانیان بنا بر ریشه دیرین فرهنگی خود،هر آنچه در طبیعت و خلقت الهی میبینیم با روحیات خود تطبیق داده ودنبال گمشده ای از جنس همان پدیده در درون خود میگردیم.

در این مورد نیز باید بگویم که جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد. توضیح بیشتر اینکه ،بشر گذشته های دور مقهور طبیعت بود، دست طبیعت به یک آن می توانست با صاعقه ، زندگی او را به آتش کشد و با یک تکان زلزله او را از هستی ساقط نماید. بارش های سیل آسا زندگی او را بروبد و بشوید و با ریزش برف های سنگین او را در زیر تل انبوهی از سردی برف مدفون سازد. انسان گذشته های دور از خلق ایزدان برای هر یک از چهره های طبیعت و قربانی کردن به پیشگاه آنان، ایمنی خود را هدف قرار داده بود. چرا که از طبیعت می هراسید و از آن بیمناک بود. از اینرو گرمی خورشید و تابش آفتاب را پاس می داشت.


شبی را که پس ازآن ، روزها به درازی می روند و شب شوم و تاریکی بد یمن را به کوتاهی می کشاند، پاس می داشت و ارج می نهاد. انسان عهد باستان ایرانیان از اینرو که شب را از مظاهر اهریمن یا نیروهای آسیب رسان طبیعت می دانستند . " در شب یلدا یا تولد خورشید جهت رفع این نحوست آتش می افروختند ، گرد هم جمع می شدند ، خوان ویژه می گستردند ، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. این سفره جنبه دینی داشت و مقدس بود از ایزد خورشید و روشنایی برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستان پر برکت در بیش داشته باشند. همه شب را در پرتو چراغ و نور آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد.

در مورد شب یلدا نیز،تعابیر گوناگونی بر آن محتمل شده است .از جمله این که شاعران موی و چشم سیاه دلدار و بلند ای شب هجران را به یلدا تشبیه کرده اند وگاه مبارزان را ه آزادی، اختناق، تاریکی و ستم ستمگران را بازهم به یلدا مثل می زدند وعده ای نیز آن را شبی بیان کرده اند که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند تا خورشید روی یار را ببینند.

البته این نکته را نیز باید بگویم که طولانی و تاریک بودن یلدا استعاره‌ایست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهایی و انتظار وصال و گاه گیسوی سیاه و بلند یار ودر مواردی ظلمت و استبداد ودرد و یا نشانه خشونت وزمختی و در بعضی موارد نیز نماد از آبستن حوادث وپیش آمدها و هرآنچه به نام تقدیر از چرخ گردون به آدمی میرسد. ولی شب یلدا در نظر عامه مردم نه آن چهره راز آلود عاشقانه را دارد و نه این صورت وحشتناک آزادی سوز و روشنایی گریز را. شب یلدا برای عموم مردم شبی است خوش که جمع صمیمی خانواده، با فال حافظ و گفتگوهای دلنشین و گاه مثنوی یا شاهنامه خوانی سپری می شود. شبی است که مردم دربلند ای آن آرزو می کنند که عمری دراز ومهری فزون درکنار و بر یکدیگر داشته باشند.همه بر عمر طولانی مراسمی به نام شب یلدا وافقند می دانند که یکی از سنن به یادگارمانده از ایام کهن این ملت است.


 و حال چندبیتی در این مضمون می‌خوانیم از دریای ادبیات وفرهنگ کهن پارسی/.

صحبت حکام، ظلمت شب یلدا است /نور ز خورشید خواه بو که برآید/حضرت حافظ/

هنوز با همه دردم امید درمان است/که آخری بود آخر شبان یلدا را/حضرت سعدی/

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش/صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود/حضرت سعدی/

برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد/که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم/حضرت سعدی/
روز رویش چو برانداخت نقاب از شب زلف/گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست/حضرت سعدی/


مابقی سخن را در ادامه مطلب بیابید.

توضیحات بیشتر / دانلود

786

جداکننده