close
تبلیغات در اینترنت
هنر غربی

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 96
  • بازديد ديروز : 36
  • بازديد کننده امروز : 23
  • بازديد کننده ديروز : 11
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 132
  • بازديد ماه : 791
  • بازديد سال : 1,088
  • بازديد کلي : 211,634
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.2.123
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

هنر ما قبل  تاريخ به سه دوره مهم تقسيم مي شود :

الف- دوره پالئولينيك     ب- دوره نئوليتيك   ج-  دوره برنز  و آهن

در اين دوره كه از نظر زمان دورترين نقطه تاريخي را در بر مي گيرد .اولين گام هاي بشر براي ساختن ابزار و وسايل مورد احتياجش برداشته شد. از اين دوره آثاري  در غارها بدست آمده است .

از اين دوره آثاري از مجسمه و نقاشي در دست است مانند: ونوس ساويذيانو – ونوس ويلندورف حدود 15000- 10000 ق م و نقاشيهاي غار آريژ  .

 

ب- دوره نئوليتيك: ( نوسنگي  )

اولين آثارمعماري و بناهاي ساخته شده دست بشر در اين دوره بوجود آمده است . زيرا دوره يخبندان به پايان رسيد.

 

ج- دوره برنز و آهن :

اين دوره از زماني آغاز مي شود كه فلزات ساخته مي شوند .در اين عصر شهرسازي اهميت پيدا مي كند. دراين دوره است كه ما با تمدنهاي عظيمي چون مصر ، بين النهرين و مديترانه آشنا مي شويم .

هنر بدوي 

امروز هنوز قبايلي  يافته مي شوند كه در شرايط عصر پارينه سنگي زندگي مي كنند.مانند جامعه هاي بدوي آفريقاي استوايي وجزايرجنوب اقيانوس  آرام و دو قاره شمالي و جنوبي آمريكا .

جامعه هاي بدوي دراساس روستايي ومستغني از غير اند ، واحدهاي اجتماعي وسياسي آنها به ترتيب دهكده وقبيله است، نه شهر و دولت . دو دوام و قرارشان مبتني برحفظ رسوم وسنن است.بي ياري اسناد و اوراق نوشته شده قسمت عمده آثارهنري جنبه مذهبي دارد. تنديسها خلاصه و اغراق شده از آثار پيكر آدمي است .

دراغلب تنديسهاي آفريقايي  پيكر انسان بطور تجريدي  و دور از واقع گرايي  نشان داده شده است درتنديسها اغراق ديده مي شود . مثلا در پيكر انسان سر بزرگتر ساخته شده است .

در بين سرخپوستان نقاشي موقتي بنام نقاشي  شني كه توسط جادوگر قبيله به وجود مي آيد و او در مراسم مربوط به مداواي بيماران به كار مي رود و در مراسم براي تضمين موفقيت در شكار و افزايش  قدرت انسان به كار مي‌رود .


هنر مصر 

هنرمصر از قديمي ترين و شكل گرفته ترين نوع هنرهاست .

اختراع خط حدود 5000 سال قبل يكي ازپيروزيهاي زودرس وضروري  تمدنهاي بين النهرين و مصر بود .

تاريخ مصر به سه دوره مشخص تقسيم مي شود .

پادشاهي كهن:آثار مصري از 3000 تا 500 سال ق . ه به نحوي با هم شباهت دارند .

طرز فكر مصريان اين بود كه هر شخص بايد بكوشد تا درزندگي خود وسايل خوشبختي  پس از مرگش را فراهم آورد. از اين رو هرفرد مصري  مي بايست آرامگاه ابدي خويش را چون جايگاهي همانند و يادآور محيط زندگي     روزانه اش ترتيب  دهد .

تا روح وي كه در زبان مصري « كا »خوانده مي شود درآن احساس آسودگي كند و نيز مي بايست كالبدي جاوداني از خود باقي بگذارد . تا «كا» بتواند در آن حلول كند و به زندگي خود ادامه دهد . براي اين منظور جسد را موميايي  مي كردند. واز بيم آنكه جدم ازميان برود پيكره ايشان را از سنگ و فلز      مي ساختند .

مشهورترين مقابر از نوع مصطبه مقبره پادشاه زوسر است .

در دوره سلسله سوم اين مقابر شكل هرم هايي پله دار بخود گرفت. سير تكاملي اهرام در دوره سلسله چهارم با  ساختمان هرمهاي سه گانه   به اوج خود رسيد .

پيكره خفرن پادشاه را نشسته بر تخت سلطنت نشان مي دهد . درحالي كه شاهين با بالهاي خود پشت سر او را مي پوشاند . پيكره موكرينوس جانشين خفرن و سازنده سويني هرم جيزه  حدود 2500  ق م يكي از بهترين مجسمه‌هاي اين دوره است . كاتب نشسته 2400 ق و م كه چهار زانو نشسته از نمونه‌هاي بسيار خوب مجسمه سازي اين دوره است .

 

پادشاهي ميانه

در دوره امپراتوري ميانه مصر دچار اغتشاشات داخلي و حمله اقوام گوناگون تغيير شكل مي دهد . بهر حالت آثارعمده اي از اين دوره نيست . مهم ترين آثار اين دوره يكي معبد آمنه مه و ديگري معبد آمون است . مقابر نيز در كوه و صخره ها بوجود مي آورند .

پادشاهي جديد : اين دوره دوران شكوه و عظمت معماري است . معابد توت موس و آمنهوپت سوم در كارناك و بعد لوكسور و معبد آمون در كارناك  از آثارمعماري اين دوره اند . در اين دوره زيبايي و ظرافت معماري را تكميل مي‌كنند . در دوره سلسله بيستم  بار ديگر آثار هنري رو به سادگي  مي روند. نمونه معابد عبيد و خنشو مي باشند.

نقش  برجسته  و نقاشي در اين دوره رشد مي كند . مانند نقش برجسته مقبره حور محب سقاره حدود 1355 ق . م .

 

هنر بين النهرين

بين النهرين تشكيل مي شودازد و سزريز جداگانه و مشخص سومريها وآشوريها .

1- سومريها : اين قوم از قديمي ترين اقوام جهان به شمار مي روند . لوحه هاي هنري  و زيبايي از اين دوره بجاي مانده از جمله لوحه جنگ  و صلح عقابها نارام  سيني يا فتح و پيروزي  .

سومريهامعابدوزيگوراتهايي بوجودآورده اندو تعدادي نقاشي ديواري(فرسك)  معماروسلطان معروف سومر « گودآ » كه به سلطان (آگاش شهرت دارد در توسعه هنر سومر سهم بسزايي  دارد . ديگر اور نامو پادشاه شهر اور بود كه بزرگترين  زيگوراتها از جمله به ارتفاع 21 متر و در سه طبقه از خشت خام و آجر ساخت .

2- بابل : حكومت بابل بوسيله ساميها و در2000 سال قبل از ميلاد بوجود آمد وتمدن درخشاني را پايه گذاشت . حمورابي پادشاه معمار وقانوگذار بزرگ آنزمان سلطان  بزرگ اين سرزمين بوده است . وي اولين لوحه قوانين را تدوين نمود ودرساختن بابل كوشش فراوان كرد . در بالاي كتيبه  حمورابي  مثال خودش را در برابر خورشيد خدا مصور ساخت .

3- آشور:آشوريان برخلاف سومريان مردمي جنگجو بودند.دوره شكوه وعظمت اين قوم درهزاره اول قبل از ميلاد مسيح بايد دانست.آنان از سومريها تقليد مي كردند ولي دركاخ سازي به تجمل بيشتري دست زدند.از جمله كاخ  سارگون دوم در خرساباد متعلق  به نيمه دوم  قرن هشتم ق . م است .

ازآشور بانيپال  نقش برجسته هاي زيادي به جاي مانده كه اغلب او را در حال جنگ با دشمن و يا شير نشان مي دهد .



مابقی مقاله ام را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب

دهه ‌های پایانی سده ی بیستم، تحولاتی عمیق در مفهوم هنر و ساختار زیبایی به وجود آورده، و بدین ترتیب قلمرو متنوعی از امکانات و
روش های بیان هنری جدید را به کار گرفته است.

با ظهور جنبش های هنری پس از دهه ی 1960م.، شکل و مضمون اثر هنری و رابطه اش با انسان و طبعیت دگرباره به چالش کشیده شده و هنرمندان از آخرین دستاوردهای فناوری برا ی بیان مفاهیم و موضوعات هنر خود بهره گرفتند.

نمونه الگوگیری از سبک موندریان در معماری

 

سبک های هنری که بعد از جنگ جهانی دوم پدید آمدند، تاثیرات عمیقی بر آثار نقاشی، مجسمه سازی و امثال آن بر جای گذاشتند. اما به نقاشی و مجسمه سازی و...نمی توان بسنده کرد، زیرا هنر طراحی لباس از هنرهایی بود که همگام با تحولات سبک های هنری، بستر جدیدی از فعالیت را آغاز می کرد.

طراحان از سبک های هنری مرسوم در نقاشی، مجسمه سازی، معماری و حتی موسیقی و...در طرح های لباس استفاده کردند و بدین ترتیب طرح آن ها به نام آن سبک  معرفی و معروف شد، به عنوان مثال سبک انتزاعی، یا سبک موندریان.

الگو گیری از سبک موندریان در طراحی پوشاک زنان

 موندریان Mondrian، 

پیت{پیتِر کُرنِلیس} نقاش و نظریه پرداز در ۷ مارس، سال۱۸۷۲، درآمرسفورت هلند به دنیا آمد. و در۱فوریه۱۹۴۴، در نیویورک،  آمریکا دیده از جهان فرو بست.

او در مقام یکی از رهبران تجریدگرای هندسی بود،تاثیری وسیع و عمیق بر هنر و معماری مدرن  داشته است.

الگوگیری از سبک موندریان در طراحی کفش

 و با پیش نهادن نظریه نئوپلاستی سیسم، تحولی در انتزاع (ناب) به وجود آورد.

در نظام زیبایی شناختی او فضای تصویری سه بعدی،  
خط های منحنی، بافت و سطح، وجذبه عاطفی رنگ معنا نداشت.

الگو گیری از سبک موندرین در طراحی کیف های دستی

موندریان در آکادمی آمستردام آموزش دید. سپس سه سالی را در پاریس بود، و به مطاله کوبیسم تحلیلی پرداخت(1911-1914).

به هلند بازگشت. چندی بعد، گروه د استیل را تشکیل داد و نشریه داستیل را منتشر کرد(1917) .

در اوایل دهه 1920، به سبک خاص خود دست یافت. جزوه نئوپلاستی سیستم را نوشت که ترجمه آلمانی آن توسط بوهوس منتشر شد (1925).

در جنگ جهانی دوم به انگلستان و سپس به امریکا رفت (1940) وتا پایان عمر در نیویورک ماند.

تاثیر موندریان و سبکش بر معماری نو

 

 آثار اولیه اش منظره هایی طبیعت گرایانه با رنگ های خاموش بودند که به وضوح سنت هلندی را در خود نشان می داد.

مدتی نگذشت که تحت تاثیر  هنرمندی به نام تُرُپ، و تا حدی به دلیل گرایش عرفانی، کار او خصلتی نمادگرا به خود گرفت.

ماتریس موندریان و ترکیب و کمپوزیسون سبک آن

سپس منظره هایی انتزاعی تر با رنگ های درخشان نقاشی کرد .

در پاریس، تحت تاثیر کوبیسم تحلیلی پیکاسو  قرار گرفت.

و نقطه عطفی در سیر تحول کارش به و جود آمدُ.

مانکن و مدل با لباس های تاثر پذیرفته از سبک موندریان

موندریان، پس از بازگشت به هلند، تجربه های ساده سازی طبیعی را ادامه داد.

 ولی سرانجام، به این نتیجه قطعی رسید که هماهنگی زیبایی شناختی با هماهنگی طبیعت، تفاوتی اساسی دارد، و انتزاع حقیقی هرگز از باز آفرینی هماهنگی طبیعت حاصل نمی آید.

در این زمان از تجربه های خود نتیجه گرفت که (شکل ظاهری شی، همواره مانع بروز احساس زیبایی می شود: بنابراین می باید از تصویر حذف شود). فقط از طریق عناصر بنیادی، هم نوایی روابط ناب، و تعادل تباین ها
 می توان به مفهومی عام و فراگیر دست یافت.

ماتریس کامپیوتری که خروجی تصویری ان به نمونه های انتزاعی این سبک بسیار نزدیک است

موندریان در تجربه ی بعدی، با(ترکیب بندی)
راست گوشه های رنگینِ دو بعدی
 می آفریند:

و به زودی با استفاده از فام های اصلی (قرمز، آبی، زرد) به خلوص بیشتری در ساختمان کارخود می رسد.

تحول نهایی سبک او زمانی رخ می نماید که با اتصال راست گوشه ها به یکدیگر و نیز با امتداد اضلاعشان، عمق تصوری فضاهای میان شکلها را هم از بین می برد.

بدین سان، هر پرده ی او متشکل از سطوحی رنگینی است که به واسطه ی شبکه ای از خطوط سیاه ، عمودی و افقی نظم یافته اند.

طراحی داخلی بر اساس کمپوزیسون موندریان

او همین روش را، طی بیست سال، با
ترکیب بندی های مختلف از خط های سیاه و فام های اصلی و رنگ های بی فام 
(سیاه، سفید، خاکستری) دنبال کرد.   
ولی ترکیب بندی های متاخرش، تحت تاثیر ریتم پرتپش نور لرزان چراغ های نئون، پویایی شهر نیویورک، و ضربا هنگ های تند موسیقی جاز، صورت موزاییک رنگین به خودگرفتند.)

 

موندریان هیچ گاه به نقاشی چون هدفی در خود نگریست.

او خواستار کشف قلمرو وسایل تصویری ناب بود تا بنیادی ترین نمونه هماهنگی صوری را در مرزهای (فرا سوی نقاشی) بیا فریند.

 

با سپاس .هادی فرهنگ دوست

لطفا حفظ امانت در ارجاعات علمی را بفرمایید و برای کپی مطلب حتما ذیل همین مطلب درخواست بدهید.

**تصویر بالا:معروف ترین  اثر بازمانده موزاییک کاری از دوره ی  بیزانس  در کلیسای  ایا صوفیه در قسطنطنیه -تصویر حضرت عیسی مسیح ع  را نشان میدهد.موزاییک در قرن  12 یا 13 میلادی ساخته شده است.



هنر بیزانسی :هنر بیزانس از نتایج هنری روم شرقی یا امپراطوری بیزانس، و همچنین ملت ها و کشورهایی است که از لحاظ فرهنگی از این امپراطوری به ارث برده اند.
مشخصه هنر شناختی و سبکی در  هنر  بیزانسی این است که مشترکا از ترکیب شیوه های یونانی و شرقی در ناحیه ٔ مدیترانه ٔ شرقی بوجود آمد. اگرچه دوران امپراتوری بیزانس از انحطاط رم پدید آمده است و تا زمان سقوط قسطنطنیه در سال 1453 به طول انجامید(1)، ولی بسیاری از دولت های شرقی ارتدکس در اروپای شرقی، و همچنین تا حدی کشورهای مسلمان شرق مدیترانه در حفظ، بسیاری از جنبه های فرهنگ امپراتوری بیزانس و هنر آن، برای قرن ها پس از آن ماثر بوده اند.

من دو عامل مهم را در گسترش و هماهنگی و استاندارد سازی بیزانس هنری وفرهنگی ماثر میدانم:نخست تشکیل امپراطوری روم همزمان با پذیرش مسیحیت به عنوان دین رسمی و از خفا در آمدن و تبلغ و ترویج آن.دوم ایجاد یک مرکز هنری بزرگ جدید برای نیمه شرقی امپراتوری، و  به طور خاص  آیین مسیحی در قسطنطنیه.

 

مطلب کامل به همراه پا نویس ها و منابع در ادامه مطلب است. متن  مقاله ام در فایل پی دی اف در ۱۴ صفحه  گنجانده شده است.

با سپاس

هادی فرهنگ دوست


ادامه مطلب

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد