close
تبلیغات در اینترنت
باد صبا - 6

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 70
  • بازديد ديروز : 50
  • بازديد کننده امروز : 14
  • بازديد کننده ديروز : 21
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 161
  • بازديد ماه : 869
  • بازديد سال : 3,200
  • بازديد کلي : 213,746
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.182.0
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

نبرد سر سلامت ز دو زلف صیدبندت

چه پلنگ از کمینت چه غزال از کمندت

همه آب دیده ریزم به ره تو گرچه دانم

که چو سرو بر نبخشد به کسی قد بلندت

سنجر کاشانی

***

یار چون دید مرا صد گره بر ابرو زد

مگر آهنگ گسستن، گره بستن دارد؟

ارفع کرمانی

***

وجود خاكي ما را به كوي دوست چه كار

 كه نيست لايق باغ بهشت خار و خسي

همام تبريزي

***

مده پند بیهوده واعظ کسی را

که کاري به دنیا و عقبی ندارد

ارفع کرمانی

***

ز يار خويش بريدن به بازي آسان نيست

 كه آن به دست نيايد مگر به دشواري

همام تبريزي

***

ابرو ترش کنی چو بگویم زهی کمان

آری فتد همیشه ز زه  بر کمان گره

کمال خجندی

***

دل که بر وی گذری میکند اندیشه ی غیر

نه دلست آن به حقیقت که بود رهگذری

دیده و دل دو حریمند که در هردو حریم

جز خیال رخ او بار نیابد دگری

کمال خجندی

***

گفتم که با سگانت دیریست آشنایم

گفتا بلی ولی من نشناختم هنوزت

فیض کاشانی

***

دیدي کمان کشیده ز دشمن گذشت یار

وز بین دوستان دل ما را نشانه زد

دیدي چو دید بین شب و ماست الفتی

شب را خلاصه کرد و به آویز شانه زد

ارفع کرمانی

***

در دل خارا چه سان رخنه کند آب چشم

این دل سنگین دلان می نپذیرد علاج

فیض کاشانی

***

چو مرغ زیرکی ای دل! مکن تلاش رهایی

گریز از قفست نیست گر ز دام برآیی

سنجر کاشانی

***

از سر کویش کجا من میتوانم پا کشید

این سر سودا پرستم ترک او کی می کند

فیض کاشانی

***

من که خود را می شمردم عقل اول ، خواستم

عاقبت از روح مجنون همت دیوانگی

سنجر کاشانی

***

مست گناه بودم و دستم به دست دوست

چون دوست بود، راز مرا برملا نکرد

ارفع کرمانی

***

با کام تشنه، چشمه گمان کردمت ولیک

وصل تو موج آب نبود و سراب بود

گیتی ایروانلو

***

مخور فریب که پس مانده ی هزار خمست

میی کزین قدح لاجورد می آید

بابا فغانی شیرازی

***

از ما چه دیده ای که به صد سوز همچو شمع

خندان میان بزم حریفان نشسته ای؟

علی اشتری

***

بر جان، شرار عشقت، خوش می‌کشد زبانه

باور نداشت بختم، این دولت از زمانه

شاطرعباس صبوحی

***

از چشم نیم مستت سرگشته آنچنانم

کز مردمان گریزم چون آهوی رمیده

اهلی ترشیزی

***

دل در غم انتظار خون شد

بیچاره هنوز در گمان است

انوری

***

من و زین پس به پاس دولت آزادگی دوری

که دامنگیر آمد خاک کوی هر گل اندامی

مهرداد اوستا

***

در جنون عاشقی پاکیزه دامن زیستم

عشق و ایمان را خدا داند که با هم داشتم

با همه ایمان و تقوا جنتم بادا حرام

همچو زاهد گر به دل خوف جهنم داشتم

امیربرزگر

***

نیم خشتی از گلِ ایجاد ما شد سهم ما

نیم دیگر بر خم پیر مغان عشق ماند

ارفع کرمانی

***

مردیم دور از روی تو در خانه مانی تا به کی

بیرون خرام آخر گهی گلگشت بازاری بکن

اهلی شیرازی

***

در شیوه ی معشوقی هرچند که استادی

از حال من آموزد زلف تو پریشانی

 

یا رب از روی نکو هرگز نبیند روی نیک

آن که می گوید که با عشاق نیکویی مکن

بابا فغانی شیرازی

***

نسیم صبح! کرم باشد آن چنان که دانی

گذر کنی ز بر من به نزد آن که تو دانی

به گوشه ای کشی آن زلف را و بگویی

که باز ده دل ما را بدان نشان که تو دانی

اوحدی مراغه ای

***

خارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند

اکنون که روی سینه ی او جا گرفته ای

اطهری کرمانی

***

هوای بی تو پریدن نداشتم، آری

بهانه بود همیشه شکسته بالی من

محمدعلی بهمنی

***

از دوریت ای تازه گل باغ مراد

چون غنچه ی چیده خنده ام رفته ز یاد

گریان چو پیاله ی پرم در کف مست

نالان چو سبوی خالیم در ره باد

الهی اسدآبادی

***

بسیار بود دعوی وارستگی ولیک

جز رفتگان ندیده ام از خویش رسته ای

امیری فیروزکوهی

***

تا هی زدم که راه ثواب آن طرفتر است

دیدم که دل به راه خطا رفته خود به خود

ارفع کرمانی

***

برگ طربش دستخوش باد خزان باد

آن باغ که آویخته در آن قفسی هست

پرتو کرمانشاهی

***

شکستنی شده ام اعتراف میکنم، اما

ز جنس شیشه ی عمر توام مزن به زمینم!

محمدعلی بهمنی

***

ای دیر بدست آمده بس زود برفتی

آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

آهنگ به جان من دل سوخته کردی

چون در دل من عشق بیفزود برفتی

انوری

***

مجروح تپش های دلم، تیر بهانه ست

در بند جنونم، غل و زنجیر بهانه ست

نادر بختیاری

***

همه راه چاه دارد همه چاه تیغ و دشنه

تو که تشنه ی حیاتی به دیار ما نیایی

سنجر کاشانی

***

دست افسوس است برگ ما و بار دل ثمر

ما درین بستانسرا گویا که نخل ماتمیم

صائب تبریزی

***

لب من با لب تو نرد ببوسی میباخت

لب لشکر شکنت گفت که بردی بر چین

خواستم جوهر هندو ز لبت بر چینم

لب تو گفت بچین، غمزه ی تو گفت مچین

شاطرعباس صبوحی

***

در زاویه های چین زلفت

صد خرده ی عشوه در میان است

انوری

***

کمی آهسته تر ای شبرو از این کوی گذر

که نوای تو بود مرهم داغ جگری

دلی این جاست هم آهنگ تو و نغمه ی تو

که به جز ناله و فریاد ندارد هنری

پروین بامداد

 

***

چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین

گفت: می خواهی مرو تا جوی خون راند ز من

حافظ

***

من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم

که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد

وحشی بافقی

***

اگر مستان مجلس را رعایت می کنی، ساقی

ازین پس باده ی صافی به صوفی ده که من مستم

خواجوی کرمانی

***

صفحهی سادهی هستی رقم غیر نداشت         

هرکه شد محرم این آینه خودبین آمد

بیدل

***

بنگر که چند عاشق ز تو خفته‌اند در خون      

ز کمال غیرت خود تو هنوز می ستیزی

سنایی

***

خمش ای مرغ خوش آواز که در سر صیاد         

بهر تدبیر شکار تو خیالی دارد

خط و خالش چکند جلوه و بالی شودش         

دل طاووس بدان شاد که بالی دارد

فیض کاشانی

***

من و پیمانه ی می، ساقی مهروی و کنجی خوش

تو دانی زاهد آن فردوس با غلمان و تزویری

نزیهی جلوه

***

شانه بر زلف مزن دست بدار از شوخی

که بود بسته به این سلسله جان من و دل

ابوتراب جلی

***

چه بیدادی ست برپا کرده امشب ساقی چشمت

می به جام دیگران می ریزد و خون در ایاغ من

نزیهی

***

نیست باور کردنی اما تو باور کن دل من

آنچه من می بینم و بر لوح باور می نویسم

محمدخلیل جمالی

***

چشم بینا نیست مردم را و این بهتر که نیست

ورنه هر گهواره ای گوری ست هر عیشی غمی

گر ز چشم من به هستی بنگری بینی مدام

خواب شوم ناگواری، عیش تلخ درهمی

حمیدی شیرازی

***

سپرده ایم به فرمان باد، کشتی عمر

کنون کرانه ی تقدیر ما، کرانه ی ماست

پرویز خائفی

***

دانم که مه جبینی ای آسمان شکن

اما ندانم آن که چه لشکر شکسته ای

درهم شکسته ای، دل "خاقانی" از جفا

تاوان بده ز لعل که گوهر شکسته ای

خاقانی شروانی

***

شاید این سیبی که می خندد چنین سرخوش به من

اشک خواهد ریخت- بی من- وقت اندیشیدنش

عهد خواهد بست شاید با خودش تا گل کند

سال دیگر در بهار دست من، خندیدنش

مهدی چناری

***

به خون دیده ودل پرویدم بس که خاکش را

نمی روید گلی غیر از گل حسرت به باغ من

نزیهی جلوه

***

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری

زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد بعمداً چه می بری

خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

حافظ

***

کو صاحب هوشی که کند فهم سروشم؟

کار سخنم با لب خاموش فتاده

کو عشق که از داغ چراغی بفروزم

بختم چو شب هجر، سیه پوش فتاده

حزین لاهیجی

***

می شد که چند روز بسازد به ما دلت

از ما ملول زود شدی وقت آن نبود

حسابی نطنزی

***

خدای منطق این قوم عقل آغشته ام اما

جنون می پرورم روزی که لیلا می شود چشمت

حمید روزی طلب

***

در خور شادی کجا باشد دل بشکسته ی من

می، نشاید ریختن هرگز به مینای شکسته

هادی رنجی

***

بر حسن مکن تکیه که دوران لطافت

با کس به نمی ماند و هم با تو نماند

خواجوی کرمانی

***

این نغمه سرا کیست؟ بگو تا نسراید

بر این دل غمدیده دگر غم نفزاید

صد محنت و دردست کز آوای وی امشب

نیشم بزند بر دل و جانم بگزاید

پروین خانلری

***

از برم رفتی و می میرم از این غم باری

به کنارم ننشستی به مزارم بنشین

داعی انجدانی

***

حاجتی سازد روا هر تاب زلفش ای دریغ

" حاجت ما را چرا در پشت گوش انداخته؟"

علی اکبر دلفی

***

در این دِهشت سرا آزاده بودن جرم سنگین است

شقایق دیده می داند سزای سرخ بالی را

حسن روشان

***

تهی نگشت ز زهر غم تو ساغر عیشم

از آن زمان که شراب محبت تو چشیدم

رشحه

***

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد