close
تبلیغات در اینترنت
باد صبا - 7

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 67
  • بازديد ديروز : 121
  • بازديد کننده امروز : 4
  • بازديد کننده ديروز : 12
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 370
  • بازديد ماه : 474
  • بازديد سال : 474
  • بازديد کلي : 474
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.162.224.176
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر

مباد آب حیاتت دهد به جای شراب !

صائب تبریزی

***

ای جوان! رعشه ی پیمانه ام از پیری نیست

سال ها جورکش این دل بی پیر شدم

ارفع کرمانی

***

حال دلم ز چاک گریبان قیاس کن

بتوان شنید بوی گل از کوچه باغها

سنجر کاشانی

***

دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی 
به شوخی می‌برند از من سیه چشمان شیرازی 
من آن پیرم که شیران را به بازی برنمیگیرم 
تو آهووش چنان شوخی که با من میکنی بازی

شهریار

***

بـاعـث آه حـزیـن مـا هـمـان از عشق پرس          

 درد مـی‌فـهـمـد زبـان نـبـض ایـن بـیـمـارها

بیدل

***

من آن شکسته بنایم درین خراب آباد

که در خرابی من ناز می‌کند سیلاب

صائب تبریزی

***

کوه را گر چه مثل در استواری می زنند

آزمودم من به آهش، طاقت یک دم نداشت

رشید یاسمی

***

کاش در پهنه ی نیرنگ که نامش عمر است

دست کم دور و بر عشق دگر رنگ نبود

ارفع کرمانی

***

همای گو مفکن سایه ی شرف هرگز

در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد

حافظ

***

پیاپی چند جامم داد ساقی اول صحبت

همین کز هوش رفتم با حریفان گرم صحبت شد

سنجر کاشانی

***

تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق

  به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست

ه.ا. سایه

***

آوخ که دوست رشته ی الفت گسست و رفت

زنجیر عمر ما بامیدی نبست و رفت

مرغی حقیر یافت، دریغ آمدش ز دام

صیدی ضعیف دید، نینداخت شست و رفت

رشید یاسمی

***

مرغ زیرک نشود در چمنش نغمه سرای

هر بهاری که به دنبال خزانی دارد

حافظ

***

ما اسیران محبت، مرغ بال افشان نه ایم

در قفس زاییده ایم و در قفس خواهیم مرد

سنجر کاشانی

***

بی نسیم عشق ناید برگ سبزی در سماع

از ادای رقص دانستم که سرو آزاد نیست

سنجر کاشانی

***

دی پیر مغان، آتش صحبت افروخت

ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت

از خرقه ی کفر، رقعه‌واری بگرفت

آورد و بر آستین ایمانم دوخت

شیخ بهایی

***

ما یاد می دهیم، نبود این نوشت ما

دستی به زور کلک قضا را گرفته است

*یاد دادن در معنی به خاطر آوردن

ارفع کرمانی

***

 ایمنی جستم ز ویرانی، ندانستم که چرخ

گنج خواهد خواست جای باج ازین ملک خراب

 صائب تبریزی

***

محتاج نیاز دل عشاق چرا شد 

حسن رخ خوبان، که همه مایه‌ی ناز است؟

فخر الدین عراقی

***

متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان 
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

شهریار

***

پای ا زتو کوچه از تو خطا از تو خط ز تو

رویت شود مرا به گنه متهم کنی؟

ارفع کرمانی

***

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو

مرغان باغ را به لب افسانه‌ی تو بود

شهریار

***

ما ز دوست غیر دوست، مقصدی نمی خواهیم

حور و جنت ای زاهد! بر تو باد ارزانی

شیخ بهایی

***

مرا به کشتی باده در افکن ای ساقی

که گفته اند نکویی کن و در آب انداز

حافظ

***

بلبل فصل خزانیم و ز گلریزی اشک

آشیان را به نظرها سبد گل کردیم

حسین منزوی

***

حکایت من و دنیایتان حکایت آن

پرنده ایست که به باتلاق می افتد

فاضل نظری

 

***

***

از خویشتن خویش تهی گشتم و دانم

فانی شده در تو نچشد آب بقا را

فریدون نوزاد

***

نمى‌توان ز نشان پى به بى‌نشان بردن

وگرنه سنگ نشان است سنگ راه تمام

صائب تبریزی

***

گر بخواهی گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید كرد تا سنگ مزاری بشكند

فاضل نظری

***

پرسند دوستان ز چه قدم خمیده است

بار فراق یار ستمگر کشیده ام

حامد تبریزی

***

ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت؟
«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها داد

فاضل نظری

***

از سحر سیه مست نگاهت نتوان رست

موسی صفتی خواهد، اعجاز عصا را

فریدون نوزاد

***

دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
به از آن است که در دام نگاه افتادن

حامد عسکری

***

رقیب من جلیس من شود در  حلقه ی رندان

به گوشش گر رسانم ناله ی مستانه خود را

خالد نقشبندی

***

دگر مسجدم خانه ی توبه نیست

که در اشک زاهد ریا دیده ام

نه سودای نام و نه پروای ننگ

از این خرقه پوشان چها دیده ام؟

هما میرافشار

***

دیر می آید به مشتاقان نسیم پیرهن

قاصد چابکتر از باد صبا می خواستیم

ناصرعلی سرهندی

***

گفتم به یار، فارغم از تاب طره ات

از خشم، چین به چهره فکند و به تاب رفت

گفتا دریغ باد ز عشقی که بر سرش

تقدیر بی ثباتی موج و حباب رفت

دکتر رعدی آذرخشی

***

رسد تا بر سر کوی تو قاصد پیر می گرد

سفید از دوری این راه شد بال کبوترها

ناصرعلی سرهندی

***

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار

آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام

شهریار

***

خواستــــم از تو به غیـر از تـو نخواهم اما

خواستنهــا همه موقوف توانســــتن بود

قیصر امین پور

***

تنها نه حسرتم غم هجران یار بود

از روزگار سفله دو چندان کشیده ام

شهریار

***

صید خونین خزیده به شکاف سنگم

که نفس در نفسم با سگ صیاد هنوز

شهریار

***

اي زلف دانم از چه بدينسان خميده‌يي
عمري به دوش، بار دل ما کشيده‌يي
قاآنی

***

هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب

دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری

پیر مــاه و سال را پهلو نمی کردم تهی

با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری

شهریار

***

گردم سر آن چشم غزالانه که خون کرد

انـــداز نگــــاهش دل آهـــــوی حــــرم را

شاپور تهرانی

***

در هیچ پرده نیست نباشد نواى تو

عالم پر است از تو و خالى است جاى تو

صائب تبریزی

***

شد تار وجودم چو به ساز تو هماهنگ

خون در رگم از ناله ی نی در تک و تاز است

مصاحب گنجوی

***

قمرى ریخته بالم به پناه که روم

تا به کى سرکشى سرو خرامان از من

کلیم

***

از سنگ گران پای سلامت بشکستیم

عشق تو چو بنمود به ما را ه بلا را

فریدون نوزاد

***

برو ای شیخ و به تکفیر مکن تهدیدم

کافر عشق کجا وحشتش از تکفیر است؟!

ملااحمد نراقی

***

دلبر برای کشتن من استخاره کرد

چون استخاره خوب نیامد دوباره کرد

گفتند کیست اینکه بخونش تو تشنه ای

از ابروان ز دور سوی من اشاره کرد

شوقی اصفهانی

***

از راه حقیقت نظری بر دل ما کن

عشقی که در این میکده ورزی نه مجاز است

بگداخت دل از گرمی خونم به هوایت

در آتش می شیشه ی مستان به گداز است

مصاحب گنجوی

***

بارها یوسف دل راکه به چاه غم تست

دوجهانش به خریدآمده نفروخته ام

؟

 

***

***

مرهم زخم دلم موقوف کردی بر اجل

کردی این ویرانه را محتاج معمار دگر

محمد فضولی آذربایجانی

***

یاد از آن روز که در کلبه ی من جای تو بود

سر شوریده ی من خانه ی سودای تو بود

بوسه گاه لب تو گرچه به جز جام نبود

در دلم حسرت یک بوسه ز زلبهای تو بود

ابوالحسن ورزی

***

هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو

باید که سپر باشد پیش همه پیکان ها

سعدی

***

گویند کنم توبه ز سودای نکویان!

دیر است مرا دور و ره بازپسی نیست

حسین شاه زیدی

***

ز بیم مدعیانی که در کمین دارم

تو میخرامی و من چشم بر زمین دارم

نوای زند

***

مقصود من محزون از باغ تماشا نیست

چون بوی تو دارد گل، گردم به گلستان ها

نراقی کاشانی

***

چو گل چرا نکنم پیرهن به تن صد چاک

که همچو غنچه دلم پرده پرده در خون است

به تاب سنبلت آشفتگی فزون بینم

مراست حال دگر، یا جهان دگرگون است

مهرداد اوستا

***

به سودای خم مشکین کمندت

در افتادم به صد دور تسلسل

ستوده

***

گیرم که اجل رحم به رنجوری من کرد

با سختی آن ناوک مژگان چه توان کرد؟

لاهوتی

***

در زیر پر خویش کشیده است سر از غم

هر مرغ که از دام تو بگریخته دیدم

عارف اصفهانی

***

به مینای تهی از باده میمانم که بشکستند

حریفان در گلو هم نعره ی مستانه ی ما را

ذکائی (نوشا)

***

به شب نشینی خرچنگهای مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

بپای هرزه علفهای باغ کال پرست

محمدعلی بهمنی

***

دردا و حسرتا که ره و رسم زندگی

هرگز نبود آنچه که خواندیم در کتاب

حبیب اللهی (نوید)

***

اگر نبود جدائی، میان پا و رکاب

نمی فکند کمندش، ز پشت زین ما را

چو دانه بال کشان سر نمی کشیم از خاک

اگر دوباره بکارند در زمین ما را

موسوی گیلانی

***

ملولم از نفس های ملال انگیز باران ها

که برهم می زند هر دم سکوت خانه ی ما را

نه تنها بیم طوفان است ای دل شوربختی بین

پریشان میکند باد صبا هم لانه ی ما را

ذکائی (نوشا)

***

فریاد برآر ای دل غمدیده و مشتاق

هرچند در این معرکه فریاد رسی نیست

حسین شاه زیدی

***

ای دل منال چرخ به کام کسی نشد

فیروزه ی سپهر بنام کسی نشد

گرد سرت شوم به فزونی ستم مکن

اظهار عشق کرد و غلام کسی نشد

فزونی سمنانی

***

کهن دیارا، دیار یارا، دل از تو کندم، ولی ندانم

که گر گریزم، کجا گریزم؟ وگر بمانم کجا بمانم؟

نادر نادرپور

***

جمعی نگرانند که از عمر بسی رفت

ما خرم از آنیم که از عمر بسی نیست

حسین شاه زیدی

***

جان صبور، طاقت بالای تن نداشت

من آنچنان که رغبت دیدار من نداشت

دل زورقی نشسته به گِل در غروب وهم

با پاره بادبان، تن طوفان شکن نداشت

پرویز خائفی

***

شرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهم

شهرت گریه یعقوب مسلم شکنم!

سر شوریده ی خود گر بنهم بر زانو

صبر ایوب از این شهره به عالم شکنم

شاطر عباس صبوحی

 

***

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد