close
تبلیغات در اینترنت
در من مانده رد پای صبح

در من مانده رد پای صبح

در من مانده رد پای صبح
چند وجب تازگی
چند بوسه زندگی
اندکی سایه ی نمناک
و بوی کا هگل

آینه میگذارم  رو به روی خاطره
تا بی نهایت شود
تلالو هر موج
از این همه دریای بی کرانه

خطی میکشم دور کمر هستی
گره ای میزنم در سبزی عاطفه
آب میگیرم روی سنبله
پلک دلم می پرد
و یعنی که تو
داری میرسی
از پس این دو سه کوچه

 

ه.ف

دنباله نوشتار...