close
تبلیغات در اینترنت
زیبایی شناسی -قسمت -۱- ادراکـــ هنری
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

زیبایی شناسی -قسمت -۱- ادراکـــ هنری

زیبایی شناسی -قسمت -۱- ادراکـــ هنری

۷۸۶
به صورت خلاصه اگر بخواهم بیان کنم به نظرم هنر کوتاه ترین ،جذاب ترین  و بی واسطه ترین راه درک هستی (به عنوان بزرگترین مجموعه حیاتی وآفریده ی الهی ) است. در این راه نیاز به فلسفه و روش فهم و درک است.این یعنی خشکی و بی روحی و نیاز به سوابق علمی.حتی مباحث اخلاقی نیز چون استناد های غیر مستقیم فلسفی دارند حکم پند و موعظه میگیرند و در ذهن خام بشر یک موضع گیری را باعث میشود.نمیخواهم چنین مطلبی را به عنوان فرضیه بیان کنم ولی نظر شخصی ام این است که :

مباحث فلسفی،اخلاقی و روان شناسانه کمک شایانی برای ادراک های ساده تا متوسط زیبایی نمیکنند و باعث از دست رفتن تمرکز فرد نیز میشوندو او را از زیبایی و درک آن تا حدی به دور میبرند.در حالیکه فکر میکنم شناخت مفهموم و مصادیق زیبایی به عنوان نیاز و پایه ای برای درک درست و بهتر حتی فلسفه و اخلاق هست ،نه برعکس.

بحثی در تاریخ هنر در قرن های ۱۷ و ۱۸ میلادی برای به کرسی نشاندن این صحبت که هنر استقلال دارد و میتواند به عنوان یکی از حس های انسانی مطرح شود(حس ششم)در میان بود.بیان طرفدارانش این است که این حس منحصرا برای ادارک خام بشر از زیبایی است و با بیان دلایلی برای هنر این خاصیت استقلال را در نظر میگرفتند که دریافت آن تحت عنوان احساس زیبایی از راه شهود و مکاشفه است و نیازی به فکر و استدلال و بیان نیست (گرچه شدنی است).به بیان ساده تر یعنی غنایی است و تغزلی ، نه علمی و فلسفی.

این عبارات یعنی اینکه آنچه انسان از این راه بدست می آورد در لوح خیالش مجسم و تصویر سازی میکند آنگاه به روشی که میپسندد و میتواند بیان میدارد.میخواهد شعر باشد،نقاشی باشد یا هر نوع هنری دیگر.این یعنی اداراک بی واسطه ی چیزی از راه هنر.یعنی ادراک هنر.

اما در تطبیق نطریاتی این چنینی که تا حدی می پسندم با آنچه که مورد قبول اکثر علمای هنر و ... است ،بیان میکنم که همان دو روش همیشگی که برای راه های کلی شناخت است یعنی شهود و مکاشفه و دیگری استدلال و تعقل، هر دو لازم و ملزوم یکدیگر برای شناخت درست و کامل هنری است. این نشریه را به صورت شخصی برای همه نوع شناختی می پسندم. ولی در این جا سعی بر اثباتش در زمینه هنر دارم.

در یک مثال تطبیقی بیان میدارم که عقل و استدلال هایش بیشتر به سخت افزار مینماید و شهود و مکاشفه بیشتر به نرم افزار.هر دو لازم اند و باید با یکدیگر حداکثر تطبیق و هم سویی را داشته باشند.دقیقا همه آنچه که برای کار کردن صحیح یک واحد کاری احتیاج است .تفضیل این سخن را در قسمت های بعدی منتشر میکنم.



مابقی مقاله ام را در مطالب بعدی بیابید. با سپاس. هادی فرهنگ دوست
 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده