close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار ( ۱۱ )
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار ( ۱۱ )

شاه بیت های ماندگار ( ۱۱ )

اندر ره انتظار چشمی که مراست

بی نور شد و وصال تو ناپیداست

من نام بگرداندم و یعقوب شدم

ای یوسف من نام تو یعقوب چراست(وحشي بافقي)

***

ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا

تا سحر پیمانه پر کردی و کم دادی مرا

تا شراب آلوده لعلت گفت حرفی از کباب

رخصتی بر صید مرغان حرم دادی مرا(فروغي بسطامي)

***

زمانه عرصه ي جولان مرد بايد و نيست

طبيب هست و دوا هست، درد بايد و نيست(مشفق كاشاني)

***

آن سست وفا که یار دل سخت منست

شمع دگران و آتش رخت منست

ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف

جرم از تو نباشد گنه از بخت منست(سعدي)

***

سرگذشت عمر بي سامان من داني چه بود؟

موج سيلابي كه از درياي طوفاني گذشت( ابوالحسن ورزي)

***

شاها سر روزگار پامال تو باد

گردون ز کتل کشان اجلال تو باد

هر صید مرادی که بود در عالم

فتراک پرست رخش اقبال تو باد(وحشي بافقي)

***

عشق تابيد از دل و دور هوسراني گذشت

خنده ي شوق آمد و اشك پشيماني گذشت

جاي من چون شمع جز دامان تاريكي نبود

گرچه عمرم سر به سر در پرتو افشاني گذشت(ابوالحسن ورزي)

***

چنان بر صد مرغ دل فکند آن زلف پرچین را

که شاهی افکند بر صعوه ي بیچاره شاهین را

گهی زلفش پریشان می‌کند یک دشت سنبل را

گهی رخسارش آتش می‌زند یک باغ نسرین را(فروغي بسطامي)

***

هميشه حاصل روز و شبم پشيماني است

فغان كه تجربه آموزگار بايد و نيست(گلشن كردستاني)

***

کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد

واندل که برون ز چرخ ازرق باشد

تخم غم را کجا پذیرد چو زمین

آن کز هوسش فلک معلق باشد(مولوي)

***

تا به مستی نرسد بر لب ساقی لب ما

بر نیاید ز خرابات مغان مطلب ما

عشق پیری است که ساغر زده‌ایم از کف او

عقل طفلی است که دانا شده در مکتب ما(فروغي بسطامي)

***

گرچه ما را نيست از ديدار مردم چاره اي

رغبتي در دل كه با اينان در آميزيم نيست(نوراني وصالي)

***

بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت

سیلاب محبتم ز دامن بگذشت

دستی به دلم فرو کن ای یار عزیز

تا تیر ببینی که ز جوشن بگذشت(سعدي)

***

گر وصال دوست خواهي يك زمان از كف منه

ناله هاي نيمروز و گريه هاي نميشب(جليلي- بيدار)

***

آنکس که ز عابدی در ایام شراب

نشنید کس از زبان او نام شراب

از عشق چنان بماند در دام شراب

کز محبره فرمود کنون جام شراب(سنايي)

***

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده