close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار ( ۱۵ )
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار ( ۱۵ )

شاه بیت های ماندگار ( ۱۵ )

 

***

در بهار عمر خود چون باز كردم ديده را

همچو نرگس روزگار من به حيراني گذشت(ابولحسن ورزي)

***

يكجام نوش كردي و مشتاق ديدمت

جامي دگر بنوش كه شيدا ببينمت

منشين گران و جامه سبك ساز و رقص كن

رقصي چنان كه آفت دلها ببينمت(مفتون اميني)

***

شور ترانه از غزل من طلب مكن

زيرا كه رنج عمر، نوايم شكسته است(ورزي)

***

خود را بكش اي بلبل از اين رشك كه گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه گري بود(حافظ)

***

در این اتاق تهی پیکر

                        انسان مه آلود !

نگاهت به حلقه کدام در آویخته ؟(سهراب)

***

آن که در عشق سزاوار سر دار نشد

هرگز از حالت منصور خبردار نشد

نقشی از پرده ایجاد پدیدار نشد

کز تماشای رخت صورت دیوار نشد(فروغي بسطامي)

***

روزها در حسرت فردا بسر شد اي دريغ

ديگر از عمرم همين امروز و فردا مانده است(ابوالحسن ورزي)

***

با تو زين سهمگين توفان

كاش ياراي گفتنم باشد(فروغ فرخزاد)

***

نگارم گر به چین با طرهٔ پرچین شود پیدا

ز چین طرهٔ او فتنه‌ها در چین شود پیدا

کی از برج فلک ماهی بدین خوبی شود طالع

کی از صحن چمن سروی بدین تمکین شود پیدا(فروغي بسطامي)

***

وادی پیموده را از سر گرفتن مشکل است

چون زلیخا، عشق می‌ترسم جوان سازد مرا (صائب تبريزي)

***

خوش آن که ره عشق بتی پیماید

برخاک رهش روی ارادت ساید

یک سو نظرش که غیر پیدا نشود

دل در طرفی که یار کی می‌آید(وحشي بافقي)

 ***

در بياباني كه از هر باد صد طوفان بپاست

جمع چون خرمن نشستم تا پريشانم كنند(ورزي)

***

نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز

خواهی بکشم به هجر و خواهی بنواز

ور بگریزم ز دست ای مایهٔ ناز

هر جا که روم پیش تو می‌آیم باز(سعدي)

***

می‌خواست فلک که تلخ کامم بکشد

ناکردهٔ می طرب به جامم، بکشد

بسپرد به شحنه فراق تو مرا

تا او به عقوبت تمامم بکشد(وحشي بافقي)

***

در عالم بی‌وفا کسی خرم نیست

شادی و نشاط در بنی‌آدم نیست

آن کس که درین زمانه او را غم نیست

یا آدم نیست، یا از این عالم نیست(هلالي جغتايي)

***

اینجا همه هر لحظه می پرسند :

(( حالت چطور است؟ ))

اما کسی یک بار از من نپرسید

(( بالت . . . ))

قيصر امين پور

***

برنمی‌آیم به رنگی هر زمان چون نوبهار

سرو آزادم که دایم یک قبا باشد مرا (صائب تبريزي)

 ***

دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز

در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز

شد عمر تمام و ناتمامیم هنوز

صد بار بسوختیم و خامیم هنوز(هلالي جغتايي)

***

هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا

وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا

شربت من ز کف یار الم بود، الم

قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا(فروغي بسطامي)

 ***

نیست جز پاکی دامن گنهم چون مه مصر

کو عزیزی که برون آورد از بند مرا؟ (صائب تبريزي)

 ***

مجنون به من بی سر و پا می‌ماند

غمخانهٔ من به کربلا می‌ماند

جغدی به سرای من فرود آمد و گفت

کاین خانه به ویرانه ما می‌ماند(وحشي بافقي)

***

گویند که راستی چو زر کانیست

سرمایهٔ عز و دولت و آسانیست

گر راست به هر چه راستست ارزانیست

من راستم آخر این چه سرگردانیست(سنايي)

***

از بس که مرا دولت بیدار کم‌ست

گفتن نتوان که تا چه مقدار کم‌ست

رنجی‌ست فراقت که کمش بسیارست

عیشی‌ست وصال تو، که بسیار کم‌ست(هلالي جغتايي)

 ***

اگر اهل دلي ديدي سلام من رسان بر وي

كه كمتر يافتم هر جا فزونتر جستجو كردم(صابرهمداني)

***

آن روز که مهر کار گردون زده‌اند

مهر رز عاشقی دگرگون زده‌اند

واقف نشوی به عقل تا چون زده‌اند

کاین زر ز سرای عقل بیرون زده‌اند(سنايي)

***

حسن گويند كه چون ديده شود دل بربايد

تو بدين حسن دل از ديده و ناديده ربائي(شوريده)

***

هردم دردی از پی دردی ای سال

با این تن ناتوان چه کردی ای سال

رفتی و گذشتن تو یک عمر گذشت

صد سال سیاه بر نگردی ای سال(قيصر امين پور)

***

عمر شد در گوشمالم صرف، گویا روزگار

می‌کند ساز از برای محفل دیگر مرا (صائب تبريزي)

***

 

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده