close
تبلیغات در اینترنت
خزان است ای دوست

خزان است ای دوست

خزان است ای دوست
سرد مثل صدایت
طلایی مثل چشمانت
پر پیچ و تاب مثل زلفانت
اما
مثل تو نیست آغوشش
تو مردد ترین حس آغوش خاطره ای
جا مانده در بافتنی ترین دلیل های پاییزی من
در ماندنی ترین حرکت شاخه های دستانم
بر آبشار طلای زلفت
که جا مانده در تن زمان و افتاده بر ذهن دیوار

ه.ف

دنباله نوشتار...