close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار ( ۲۹ )
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار ( ۲۹ )

شاه بیت های ماندگار ( ۲۹ )

***

نقّاش  چون  شمايل   آن   ماه    مي‌كشد

نوبت  به  زلف  او  چو  رسد آه مي‌كشد-خالص

***

به بستي چشم يعني وقت خواب است

نه خواب  است اين حريفان را جواب است -مولوي

***

گويند بهاري شد وگل آمد و دي رفت

ما بي تو نديديم كه كي آمد و كي رفت-تسليمي كاشاني

***

گر زني تيغ، زنم بوسه به دستت كه  بزن

نيست مرد ره عشق آن كه مزن مي‌گويد-شوريده شيرازي

***

سالها چيزي به   نام    زندگاني   داشتم

عالمي آشفته با نام جواني داشتم -پژمان بختياري

***

به  صد  سال  يك  دوست  آيد  به  دست

به يك روز دشمــــن توان كرد شصت -اسدي طوسي

***

ز بس تنها نشستم همچو گلهای بیابانی

دلم چون غنچه خو کرده است با سر در گریبانی- یگانه

***

گر مُخيّر بكنندم به قيامت كه چه خواهي

دوست مارا و همه نعمت فردوس شمارا-سعدي

***

سعي از حد بشد و قطره ي خوني نچکيد

پنجه عشق خجل گشت ز افشردن ما- طالب آملی

***

چشم گريان آوريم و جان پر حسرت بريم

ديگر   از    آغاز   و  از  انجام كار ما مپرس-نظيري نيشابوري

***

زشرم   روی   تو در  باغ ،  وقت   گل   چیدن

گل آب  گردد  و  از  دست  باغبان بچكد-  اوحدی مراغه ای

***

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیارخسته ام-بهمنی

***

به محفلی که بریدند دیگران کف دست

چه ها رسید ز حسرت دل زلیخا را- عاشق اصفهانی

***

جائي  نه  كه  گيرد  دل  ديوانه قراري

ويران شود  اين  شهر  كه ويرانه ندارد-مجمر اصفهاني

***

چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟

اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم- بهمنی

***

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق تو صبرکن وفا کن- مولوی

***

درپيش دوست تحفة جان بس محقّراست

در خاك پاي يار سر از خاك كمتر است-نجمي اصفهاني

***

جواني شمع ره كردم که جويم زندگاني را

نجستم زندگاني را و گم كردم جواني را

كنون با بار   پيري    آرزومندم  كه برگردم

به دنبـــــال جواني كوره راه   زندگاني را –شهريار

***

گرنمی آیم به پرسش نیست درتقصیرمن

کور بادا دیده ام بیمار چون بینم تو را-ذوقی تونی

***

دامن کشیدن از کف عشاق . سهل نیست

یوسف از این گناه به زندان نشسته است - صائب تبریزی

***

آمد ز درم خنده به لب، بوسه طلب، مست

در  دامن  پندار  من مي ‌زده   بنشست-لعبت والا

***

دى گفت طبيب از سر حسرت چو مرا ديد

هيهات كه رنج تو ز قانون شفا رفت- حافظ

***

اي سرو كه اسباب جواني همه‌داري

با ما به جفـــــا پنجه مينــداز كه پيريم -اوحدي مراغه‌اي

***

زين آتش نهفته كه در سينه ی منست

خورشيد شعله ايست كه در آسمان گرفت- حافظ

***

آرزو دارم  كه يك  روز  آورم   بي‌غم  به  سـر

اي فلك امـروز محنتهاي  فردا  مي ‌كشم-قيدي كرماني

***

مزن ز چون و چرا دم كه بنده ی مقبل

قبول كرد به جان هر سخن كه جانان گفت- حافظ

***

آنكه در آئينه دارد بوسه را  از  خود  دريغ

كي  به  عاشق  وا گذارد  اختيار بوسه را-صائب تبریزی

***

زلیخا شد زنزدیکی غمین. یعقوب از دوری

دل این هر دو را با یک محبت میبرد یوسف

زکار زشت نادان میخورد خون جگر دانا

زلیخا میکند تقصیر و خجلت میبرد یوسف- رنجی

***

امشب  كمند  زلف  ترا  تاب  ديگري است

اي فتنه در كمين  دل  و هوش كيستي؟-رهی معیری

***

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده