close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار ( ۳۳ )

شاه بیت های ماندگار ( ۳۳ )

 

***

عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است

حیف، صد حیف که ما دیر خبردار شدیم- صائب

***

        ما سیه گلیمان را جز بلا نمی شاید

بر دل " بهائی" نه هر بلا که بتوانی- بهائی

***

در دایره بی سببی ما نقطه محویم

هرگز خبر از عالم اسباب نداریم- صائب

***

بتولای خود ز آتش محنت چو خلیل

گوئیا در چمن لاله و ریحان بودم- سعدی

***

بسیار بود دعوی وارستگی ولی

جز رفتگان ندیده ام از خویش رسته ای- امیر فیروزکوهی

***

دوش میان ما و تو رفت اگر حکایتی

ما خجلیم و باز تو شکوه ی دوش می کنی- سروش اصفهانی

***

آسمان زیر و زبر گردی و نابود شوی

من از گردش تو بس زبر و زیر شدم- بهادر یگانه

***

گفته بودند به گلشن گل بی خار نیابی

در شگفتم گل من کز چه سبب خار ندارد- سیمین بهبانی

***

فراق دوستان بر جانم آن کرد

که در گلشن کند باد خزانی

ترا ای چرخ بسیار آزمودم

همانی و همانی و همانی- اوحدی مراغه ای

***

در نیازستان هستی بی نیازی هست اگر

نیست جز در کنج عزلت گنج معنی جسته ای- دهخدا

***

گفتم به چشم یار که با ما چه کرده ای؟

گفتا چو خشم برق، گیاه تو سوختم- بهادر یگانه

***

با قدرت اراده ی گردون چه می کند

افسرده ای، شکسته دلی، بی اراده ای؟- پژمان بختیاری

***

کدام در نهم سر؟ که به آسمان این در

بصفای دل جهانی همه در نماز بینم- علی اشتری

***

به گریه ام مخند بسوزم نگاه کن

شمعم که اشک ریزد و آتش بپا کند- بهادر یگانه

***

با خط کودکانه ی تقدیر تیره شد

روحی که بود ساده تر از لوح ساده ای- - بختیاری

***

اگر چه جهانی بجامی نیرزد

ولی من جهانی به جامی گرفتم- مشفق کاشانی

***

 

دنباله نوشتار...