close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار ( ۳۴ )

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 36
  • بازديد ديروز : 36
  • بازديد کننده امروز : 22
  • بازديد کننده ديروز : 11
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 72
  • بازديد ماه : 731
  • بازديد سال : 1,028
  • بازديد کلي : 211,574
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.2.123
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

***

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر

كز ديو و دد  ملولم و انسانم آرزوست

گفت يافت مي نشود جسته ايم ما

گفت آن كه يافت مي نشود آنم آرزوست- مولوي

***

خيره شدي در گناه رو كه در اين بارگاه

جرم مكرر بود قصد دعا كردنت- رعدي آذرخشي

***

دل بردي از من به يغما اي ترك غارتگر من

ديدي چو آوردي اي دوست از دست دل بر سر من

عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد

رفتي چو تير و كمان شد از بار غم پيكر من- صفاي اصفهاني

***

جان به لب آمد، خدا را جان من! رحمي نما

بيقرارم، بيقرارم، بيقرارِ بيقرار

***

گرچه می دانم که چشمی راه دارد بافسون شب،
لیک می بینم ز روزن های خوابی خوش:
آتشی روشن درون شب.- سهراب

***

اميد عافيتم بود، روزگار نخواست

قرار عيش و امان داشتم و زمانه گرفت

زهي به خيل ستمگر كه هرچه داد بمن

به تيغ باز ستاند و به تازيانه گرفت- ابتهاج

***

آري خوش است پرواز

اما شب است و طوفان

وين بالهاي خونين...؟؟؟

***

 كي آگه مي شود از روزگار تلخ ناكامان؟

كسي كاو گسترد  هر شب بساط كام راني را

به دامان خون دل از ديده افشاندن كجا داند؟

به ساغر آن كه مي ريزد شراب ارغواني را- حبيب يغمايي

***

به خون نشستم از جان ستاني دل خويش

درون سينه بود قاتلي كه من دارم- رهي معيري

***

از مرز خوابم می گذشتم،
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟- سهراب

***

به تيرم زد، كمان افكند در پشت

كه يعني من ندانم كي تو را كشت

تو خود اثبات كردي قتل فايز

به خونم كرده اي رنگين سرانگشت- فايز

***

چرا به دفتر عشق اي خداي لوح و قلم

به غير حيرت و حسرت نمي زني قلمي؟- رعدي آذرخشي

***

دلم اي كاش بيرون مي شد از تن

دريغا دست برمي داشت از من

كسان دارند فايز! دشمن از دور

من مسكين بود در خانه دشمن- فايز

***

در گردش زمانه چو شد دور دور ما

پيمان شكست ساقي و پيمانه هم شكست- نياز كرماني

***

گفتم اي گل رسم و قانون نكويان جيست؟ گفت

بي وفائي رسم من، بيداد قانون من  است- دكتر محمد سياسي

***

پس از مرگم نخواهم هاي هويي

نه فرياد و نه افغان و نوايي

بگويي گشته فايز كُشته دل

ندارد كشته دل خونبهايي- فايز

    ***  

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد