close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار (۷۷)

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 585
  • کل نظرات : 57
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 46
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 42
  • بازديد ديروز : 50
  • بازديد کننده امروز : 14
  • بازديد کننده ديروز : 21
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 133
  • بازديد ماه : 841
  • بازديد سال : 3,172
  • بازديد کلي : 213,718
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.182.0
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

***

عشق از معموره می خواند به ویرانی مرا

عاشق ویرانه کرد این گنج پنهانی مرا

نواب عاقل خان رازی

***

ای صراحی پیش مستان می نهی پیوسته سر

با حریفان پر تواضع می کنی، مستی مگر؟

اشکی قمی

***

بلبل تازه به دام آمده ام ای صیاد

با قفس یک دو سه روزی به گلستانم بر

میرخصمی

***

ما را به مهربانی صیاد الفتی است

ورنه به نیم ناله قفس می توان شکست

درکی قمی

***

صید از حرم کشد خم جعد بلند تو

فریاد از تطاول مشکین کمند تو

حزین لاهیجی

***

می رود رو به قفا صید زنخجیرگهش

شوق آن حلقه ی فتراک گلوگیر شده است

میرزامحمدجعفرراهب اصفهانی

***

غمزه در تیغ زدن بودکه مژگان دریافت

قسمت این بود که مقتول دو قاتل باشم

ذوقی اردستانی

***

رهین منت آن ترک ناوک اندازم

که زخم دل به خدنگ ستم رفو می کرد

ساحر افضل المناشی

***

حال شبهای مرا همچو منی داند و بس

تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد

رضی الدین نیشابوری

***

چون ننالم که دراین سینه دل زاری هست

راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست

مولانا حسن قندهاری

***

تنم از ضعف چنان شد که اجل جست  و نیافت

ناله هرچند نشان داد که در پیرهن است

خواجه سعدگل

***

همچو مویی است تن من ز غم مهرویی

دل سودازده ام چو گرهی در مویی

؟

***

دل و دیده از چه سازم که تو یک نفس ز شوخی

نه به دیده می نشینی نه به دل قرار داری

میرخصمی

***

اشکم برون می افکند راز درون پرده را

آری شکایتها بود از خانه بیرون کرده را

امیرخسرو دهلوی

***

نماند همچو حنا هیچ اختیار مرا

سپرده بسته به دست تو روزگار مرا

سراج الدین آرزو

***

حجاب عشقم نداد رخصت سوال بوس از لب تو ما را

ز تو نمی آید این مروت ز من نمی آید این تقاضا

آفرین لاهوری

***

شه سپاه تغافل پی صف آرایی است

نقیب ناله صدایی که اشک مجرایی است

آفرین لاهوری

***

ماییم و صد ملامت از دور و یک نگاه

آن هم چو بنگری سبب صد الم شود

اهلی خراسانی

***

می گرفتیم به جانان سر راهی گاهی

او هم از لطف نهان داشت نگاهی گاهی

حزین لاهیجی

***

مشت خاشاکیم و داریم آتشی همراه خویش

دور نبود گر بسوزیم از شرار آه خویش

الفتی یزدی

***

جان رفت و سرگرانی نازت چنان که بود

دل خون شد و غرور نگاهت همان که هست

حزین لاهیجی

***

هر تیر که آن شوخ زند بر دل چاکم

سروی شود و سایه کند بر سر خاکم

چاکری شیرازی

***

گله از تو آه دارم که چه کرده ای تو با من

به فلک ترا رساندم که اثر کنی نکردی

حزین لاهیجی

***

 

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

پخش کننده

786

جداکننده


افزونه های کمکی

اگر مرورگر شما دارای افزونه های کافی برای نمایش امکانات صوتی و نمایشی این وبلاگ نیست.برای این منظور افزونه های زیر را دریافت و نصب کنید
Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

Adobe Flash Player For:

Version:29.0.0.140 pass:soft98.ir

تبادل لگو

وبلاگ شخصی هادی فرهنگ دوست
لوگوی ما برای تبادل لوگو





رتبه الکسا

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد