close
تبلیغات در اینترنت
مرکز عالم ماده (کیهان)-قسمت ۵
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

مرکز عالم ماده (کیهان)-قسمت ۵

مرکز عالم ماده (کیهان)-قسمت ۵

رابطه ریاضى بر مقیاس بودن انسان

حال این حقیقت را با مطالعه تحلیلى یک رابطه ساده ریاضى و تحلیل آن بررسى مى کنیم: انسانِ امروز به سان بشر سحرخیز در صبح دم باستان، جایگاهى متعالى دارد و بسا جایگاه امروزى وى از موقعیت دیروز، متعالى تر و مهم تر است. او در این جایگاه، مى تواند هم به عالم بى نهایت «بسیار کوچک ترها» و عالم اتمى (حتى زیر اتمى) توجه کرده، نظر افکند و هم عالم بسیار بزرگ ترها را به نظاره بنشیند. این مطلب مورد تأیید و تأکید بسیارى از فیزیکدانان، مهندسان ژنتیک، اخترشناسان و کیهان پژوهان قرار گرفته است و کتاب هاى فراوانى در این زمینه نوشته اند. (۳۲)
حال، انسانى که در مرکز دو بى نهایت، آن هم بى نهایت موجود و واقعى (نه وهمى و نه فرضى) قرار گرفته است، در هندسه پیچیده کیهان و بلکه فراتر از آن، در هندسه هستى و خلقت از چه جایگاهى برخوردار است؟ تصورِ جایگاه این موجود اسرارآمیز و ناشناخته با اندکى تأمّل و تفکّر درباره یک رابطه عددى و ریاضى ساده ولى مهم، تا حدودى روشن مى شود: 

مابقی در ادامه مطلب است.


تساوىِ «۹۱۰×۴/۳= ۹۱۰×۹/۵» را در نظر بگیرید که از لحاظ مرتبه بزرگى، داراى ارزشى قابل قبول و قابل توجه است. این رابطه عددى حاصل نسبتى از «اتم و انسان» و «انسان و خورشید» است که انسان در آن به عنوان «واسطه هندسى» (یا میانگین هندسى) بین اتم و خورشید است و به صورت ذیل تعریف مى شود: «خورشید / انسان = انسان / اتم»
با توجه به جرم هریک از انسان، خورشید و اتم و جاگذارى آن ها در نسبت مذکور، معادله و تساوى عددى مزبور به دست مى آید. جرم این دسته به ترتیب عبارت است از: 
۱. جرم یک انسان معمولى (حدوداً ۱۵۰ پوندى) =g ۴۱۰×۸/۶
۲. جرم خورشید= g۳۳۱۰×۲
۳. جرم اتم هیدروژن = g۲۴-۱۰×۷/۱

با توجه به این مقادیر، داریم: 
g910×6/4= g910×4/3à g3310×2g410×8/6= g410×8/6g24-10×7/1

باید نسبت به رتبه اعداد به دست آمده توجه بیشترى داشته باشیم؛ چرا که این رتبه در بزرگى میلیارد است و رقم قابل ملاحظه اى بین مرتبه سه و چهار از میلیارد وجود ندارد؛ زیرا در ارقام بسیار بزرگ، فقط رتبه ارقام مهم است، نه مرتبه عددى آن ها و ما در اینجا، با ارقام بسیار بزرگ سر و کار داریم. (۳۴)


یکى از ریاضیدانان خوش ذوق با طرح این رابطه چنین مى نویسد: «پانصد سال قبل در روزهاى انقلاب علمى اى که دنیا را تکان داد، انسان در مرکز عالم و زمینش ثابت بود. خورشید، ماه و ستارگان حولِ او در گردش بودند. او ساکن اصلى زمین و آفریده اى یکتا بود و حداقل، در ذهن غربى ها رابطه اى یکتا با آفریدگار خود داشت. انسان، انسان بیچاره در مرکز عالم قرار داشت. کشفیات پنج قرن گذشته دانشمندان را به تجدیدنظر کردن در موقعیت انسان در جهان هدایت کرد. انسان ساکن سیاره کوچکى است که حولِ خورشیدى مى گردد که با اندازه اى متوسط در کهکشانى بین میلیون ها کهکشان دیگر قرار دارد. از نظر زیستن، آخرین فرآورده یک فرایند طولانى تکامل است و به گونه اى تنگاتنگ با شکل هاى دیگر زندگى در ارتباط است... او و زمین بیچاره اش احتمالا آفریده اى یکتا نیستند. ستاره شناسان برآورد کرده اند که احتمالا بیلیون ها اجسام آسمانى وجود دارد که قادر به حفظ حیاتند. این تصویرى تا سال ۱۹۶۰ است؛

 

تصویرى است که ایده در مرکز عالم بودن انسان را باطل مى کند. با وجود این، دانشمندان معادله اى {را }که هم اینک مورد تحقیق قرار گرفت، فراهم کرده اند. وى در نیمه راه بین ستارگان و اتم ها {و به عبارتى صحیح تر، در وسط دو عالم بى نهایت}، موقعیتى مساعد اشغال کرده است. او مى تواند به هر دو سو بنگرد، بزرگ و کوچک را مطالعه کند، و با تحلیلى بلندپروازانه، نظریه هایى ریاضى آفریده است که از هر دو سو به وراى حدّ دید مى روند.»(۳۵)


این ریاضیدان با توجه به این رابطه، نتیجه اى معنوى و واقع بینانه از حقایق یافته شده از جهان گرفته است تا موقعیت انسان بیچاره را در مرکزیت قرار گرفتن براى عالم تثبیت کند. ولى از سوى دیگر، کوچک ترین توجهى به اوج عظمت دو حدِّ وراى دید و ضعف و کمترین بودنِ انسان در برابر آن دو عالم نداشته است. همین رابطه و اعداد و ارقامى نظیرِ نتیجه حاصل از معادله مذکور، انسان عاقل را به حقایقى فراتر از این حقیقت رهنمون مى گردند؛ حقایقى همچون وحدتِ عالم (انسجام و نظم کیهان) و دقت و ظرافت خلقت، و از این رهگذر نیز به خالقى بى نهایت حکیم که چنین نظامى را برپا ساخته و انسان ضعیفى را در مقام دستگاه مقیاس و سنجش تعبیه کرده است. 


علّامه طباطبائى با همین ارقام به چنین رهاوردى رسیده است و این گونه مى نویسد: «برهان دیگر را از راه نظامى که در عالم است، اقامه مى کنیم و آن عبارت است از اینکه اجرام جوّى از لحاظ بزرگى و کوچکى و دورى و نزدیکى، گوناگونند. کوچک ترین ذرّه اى که با دقت و تحقیق علمى یافت شده، چیزى حدود۳cm۲۴-۱۰×۳/۳ است، بزرگ ترین جرمى که تاکنون مشاهده شده، قطرى معادل ۹۰۰۰ میل دارد که میلیون ها برابر حجم زمین است، و فاصله نزدیک بین دو جرم آسمانى چیزى حدود سه میلیون سال نورى تخمین زده شده است. سال نورى تقریباً معادل ۳۶۵×۲۴×۶۰×۶۰×۳۰۰۰۰۰ کیلومتر است. حال به این ارقام بنگر که انسان عاقل را وحشت زده کرده و فکر را مبهوت مى گذارند. قضاوت کن در عجیب و غریب بودن این پدیده ها و خلقت آن ها که بعضى در بعضى دیگر اثر گذاشته و برخى از برخى دیگر اثر مى پذیرند. هر ذرّه از عالم در هر کجا که بوده باشد، با تغییر در سیستم حرکتى و موقعیتى اش، سایر اجزاى عالم متأثر مى گردند... 


پس با همه این تحولات و دگرگونى ها، که در عالم هاى ریز و درشتِ کیهان به وقوع مى پیوندند، انسان در هر موقعیتى از موقعیت ها که ایستاده باشد، همه تحولات و تغییرات عجیب و غریب دنیا را مشاهده خواهد کرد و در این مشاهده، که از بزرگ ترین اجرام آسمانى تا کوچک ترین ذرات زیر مولکولى و زیر اتمى را به نظاره مى نشیند، کوچک ترین فرقى بین فرایندهاى حیاتى اشیاى عالم نمى بیند، همه ذرات عالم در یک فرایند پیچیده ولى هماهنگ و یکدست، به سوى هدفى عالى در حرکتند. این یک نواختى و اتصال در روند حیاتى و تکاملى، بیانگرِ نظامى حکیمانه است که تحت تدبیر سازنده اى مهربان، کارگردانىِ پروردگارى یکتا و حکیم، در تب و تابند.»(۳۶) با اینکه همین «انسان مرکزى» را مى توان با روش هایى مشابه بررسى و تحلیل کرد، اما بهتر است از مجراهاى فکرى ظریف و باریک بینانه عرفا نیز گذر کرد تا این مسئله وضوح بیشترى یابد. (در مطلب بعدی)

پی نوشت ها:

۳۲- ج ۲، ص ۴۰۱. 
۳۳ـ براى اطلاع بیشتر ر. ک: روزا پتر، بازى با بى نهایت، ترجمه پرویز شهریارى / فیریتیوپ کاپرا، تائوى فیزیک / ویلیام استفن هاوکینگ، تاریخچه زمان، ترجمه مهندس دادفرما / کاظم عضوامینیان، سیرى بر تاریخ اتم از یونان باستان تا نسبیت انیشتین. 
۳۴ـ لیوزیپین، کاربردهاى بى نهایت، ترجمه منوچهر میثاقیان، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، ۱۳۷۱. 
۳۵ـ فیلیپ ج. دیویس، دانستنى هاى اعداد بزرگ، ترجمه على عمیدى، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، ۱۳۶۹، ص ۱۵۲. 
۳۶ـ سید محمدحسین طباطبائى، المیزان فى تفسیرالقرآن، ط رابعة، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ج 2 (تفسر آیه ۱۶۴ سوره بقره)، ص ۳۹۶ و ۳۹۷ / همان، ترجمه سید محمدباقر موسوى همدانى، چ پنجم، قم، انتشارات اسلامى (۲۰ جلدى)، ۱۳۷۴، ج ۱، ص ۵۹۸ و ۵۹۹.  


مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده